Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
جستجو




پیامهای کوتاه

فقط کاربران عضو میتوانند پیام بفرستند خواهشمندیم وارد شوید یا عضو شوید.


مصاحبه

مصاحبه های انحصاری هرمزگانی دات نت با هنرمندان و شخصیتهای فرهنگی هرمزگانی




گفتگوی هرمزگانی دات نت با زهرا ملایی
مقالات

زهرا ملایی: تئاتر در بندرعباس انگار دارد نفسهای آخرش را می کشد. 


روی عکس کلیک و متن گفتگو را بخوانید.



 

                   

 

زهرا ملایی: زهرا ملایی هستم  27 ساله ، متاهل و در بندرعباس به دنيا آمده ام.

 

هرمزگاني دات نت: كارتان را از چه سالي شروع كرديد؟

 

زهرا ملایی: شروع كارم سال 79 بود و از تئاتر شروع كردم.

 

هرمزگاني دات نت: افراد و اساتيدي كه با آنها كار كرده ايد؟

 

زهرا ملایی: اولين كارم با خانم جاهد بود در سال 79  زماني كه من مقام اول بازيگري را كسب كرده بودم و خانم جاهد داور مدارس بودند از من دعوت كردند كه عضو گروهشان بشوم و بيرون از مدرسه كار كنم. بعد با آقاي جوشار كار كردم كه الان ساكن تهران هستند. رابطه ها زنجيروار ادامه داشت تا جايي كه با برادر آقاي جوشار كار كردم. افتخار داشتم با آقاي جواد انصاري در كنار يك گروه خيلي خوب كار كنم. بعد با خانم الهام ميرزاپور تصميم گرفتيم يك گروه كوچك تشكيل بدهيم و خودمان با همكاري افراد ديگر مثل سميه عشايري، اسماء وليان پور و عليرضا ملاحسيني كار كنيم. همگي به طور تصادفي دور هم جمع شديم. گروه متأسفانه دوام چنداني نداشت. بعد از مدتي شيرازه ي گروه از هم پاشيد و ما از هم جدا شديم و هر كدام به راهي رفتيم. از آن گروهي كه قرار بود تشكيل بدهيم سراغ افراد ديگري مثل اسماعيل پاكدامن، بنفشه، فاطمه و چند نفر ديگر رفتم و از آن گروه تقريباً فقط اسماعيل ماند و بنفشه و فاطمه كه در كنار هم هستند نمي دانم الان كار مي كنند يا نه اما در آن زمان كارشان را ادامه دادند.

 

هرمزگاني دات نت: آقاي حبيب زاده در جایی گفتند كه ما در هرمزگان چيزي به اسم تئاتر نداريم. نظر شما چيست؟

 

زهرا ملایی: من احساس مي كنم كه در واقع تئاتر ديده نمي شود. وجود دارد چون انرژي و جواناني هستند كه به دنبال تئاتر باشند. اما در زمان ما به دليل شرايط موجود در جامعه و بهايي كه به تئاتر مي دادند و همين طور مديركل بسيار خوبي كه در آن سال ها بالاي سر بچه ها بود - آقاي شاكري - به گونه اي شد كه با حمايت هايشان همه با انرژي كار مي كردند. يادم هست در آن سالها به قدري رقابت شديد بود كه به سختي مي توانستي وارد مرحله ي استاني بشوي. بازبيني، سطح ِخيلي سختي براي همه بود. پارسال در فرصتي كه كاري نداشتم، قرار بود با آقاي جوشار براي جشنواره ي نمايشگاه عموم تهران كار كنيم كه نشد، گفتيم كار را مي آوريم بندرعباس امّا وقتي وارد جشنواره شديم خيلي تعجب كردم، كسي نبود سه تا گروه از بندرعباس و يك وضعيت وحشتناك. شايد روي اين حساب است كه مي گويند تئاتري در بندرعباس وجود ندارد. چرا وجود دارد امّا انگار دارد نفس هاي آخرش را مي كشد يا نايي ندارد. انگار يك جور خفه شده است.

 

                   

 

هرمزگاني دات نت: به نظر شما مخاطب عامِ ما مي تواند آن چيزي را كه مي بيند درك كند؟ يا تئاتر را درك كند؟ فكر نمي كنيد بين مردم و تئاتر فاصله ي زيادي افتاده است؟ مثل اين مي ماند كه تئاتر براي آنها خيلي غريبه است يا خيلي سنگين .

 

زهرا ملایی: منظورتان را مي فهمم و يكي از دغدغه هايي كه من اين چند وقت اخير داشتم، اين بوده است كه سطح آگاهي مردم ما كجاست؟ خصوصاً در شهرهاي مرزي مثلِ بندعباس كه ما يا آدم هايي داريم كه خيلي مي دانند و يا آدم هايي داريم كه نمي دانند. به نظر، اين ميان حد وسطي وجود ندارد يا يك آگاهي نسبي وجود ندارد. اگر قرار است فرهنگي بوجود بيايد و رشد كند، اين وظيفه ي هنرمندها است. وظيفه ي اهالي تئاتر و افرادي است كه كارهاي فرهنگي مي كنند. احساس مي كنم حتي اگر بخواهيم فرهنگي را به مردم ياد بدهيم مثلِ اينكه زباله هايشان را از هم جدا كنند، وظيفه ي افرادي است كه كار هنري مي كنند. چون اين افراد به خوبي بلد هستند كه چه كاري انجام دهند تا ارتباطشان با مردم قوي بشود تا مردم پل ارتباطي شان را با اهالي هنر بدست بياورند. اين جزئي از ترفندها و زيركي هاي هنرمند است غير از اين من جايي را نمي بينم كه فرهنگي ساخته شود. آنچه كه الان در كشور ما اتفاق مي افتد اين است كه شهرداران دست به فرهنگ سازي زده اند. من فكر مي كنم كه ما بايد در جاهاي ديگر هزينه كنيم. در دنيا شهرداري حمايت مي كند تا ما فرهنگ سازي كنيم و مردم را آگاه كنيم، آنها را به سالن هاي تئاتر بكشانيم و اين مي تواند تفريحِ مردم باشد. چرا مردم مي توانند فيلمي مثل چارچنگولي را ببينند كه مفهوم و محتوايي ندارد شايد براي خنديدن خوب باشد اما سؤال اين است كه مگر ما چقدر مي خنديم؟ چقدر خنده ي بي محتوا و خالي از هر چيزي براي ما مفيد است؟ من فكر مي كنم بازيگران، تئاتري ها و يا نويسنده هاي ما اگر فرصتي داشته باشند و حمايت بشوند، به راحتي مي توانند شادي را به مردم برگردانند، فرهنگ سازي كنند و سالن هاي تئاتر را پر كنند.

 

                

 

هرمزگاني دات نت: شما از حمايت صحبت مي كنيد. اين حمايت در چه زمينه اي است؟ مادي، معنوي، يا هر دو؟ در خواست شما از متوليان امور در بندرعباس چيست شما از آنها بخواهيد از تئاتر  و اهالي تئاترحمايت كنند؟ 

 

زهرا ملایی: من فكر مي كنم اگر الان بگوييم حمايت مالي اشتباه است. چنين چيزي نيست زماني مي گفتند حمايت مالي امّا الان با نا اميدي اين را عنوان مي كنم امكان دارد كه اتفاقي نيفتد با اين حال حمايتي كه من احساس مي كنم بايد وجود داشته باشد، اين است كه كارها را سانسور نكنند. زماني كه نويسنده فكر مي كند بايد سانسور كند بعد بنويسد، بدترين نوعِ نوشته اش به دست ما مي رسد و اين نوشته سفارشي مي شود. وقتي به شما بگويند بايد حتماً اين كار را بكني يا اين طور بنويسي، نويسنده دغدغه اش نبض اجتماع نيست بلكه دغدغه اش اين است كه نوشته هايش را سانسور نكنند.

 

                 

 

هرمزگاني دات نت: از ديدگاه شما تمام مشكلات از سانسورها نشأت مي گيرد؟

 

زهرا ملایی: فكر مي كنم بله چون انگيزه ي ما را از ما مي گيرد. اگر بگويند هيچ پولي به شما نمي دهيم، اصلاً مهم نيست. مگر در سال هاي گذشته پولي به كسي مي دادند؟ نه نمي دادند امّا اين قدر سانسور نبود. انگيزه ها اين قدر زياد بود كه وظيفه ي من اين بود متني را بنويسم كه مردمِ من دوست داشته باشند آن را بفهمند، بيايند و ببينند و در نهايت برايش پول بدهند. با خريدن بليط بخش مالي من هم تأمين مي شود.

 

                 

 

هرمزگاني دات نت: شما براي بندرعباس چه كاري انجام مي دهيد؟ برنامه ي شما براي اين مردم چيست؟ به هر حال شما تئاترِ خود را از اينجا شروع كرده ايد.

 

زهرا ملایی: من هنوز به جايي نرسيده ام كه دستم را محكم كنم. مثل اين است كه روي پوستِ آب در حال غرق شدن هستيم. تا زماني كه نتوانيم به تكيه گاهي برسيم و خودمان را محكم كنيم، نمي توانيم كنار دستي خود را نجات دهيم. فكر مي كنم اگر من بخواهم كاري براي اينجا بكنم، زماني ميسّر مي شود كه در پايتخت، كه مشكلات خودش را دارد و بعضي افراد به سختي در آنجا كار مي كنند بتوانم در آن وضعيت آشفته و شلوغ چيزي بدست بياورم. تنها كاري كه الان انجام مي دهم و دغدغه ام است، اين است كه درسم را تمام كنم. شايد روزي به اينجا برگردم و در آن زمان حداقل كاري كه من مي توانم انجام دهم اين است كه آنچه را كه ياد گرفته ام، ياد بدهم.

 

هرمزگاني دات نت: شما از يك آشفتگي صحبت مي كنيد. اين آشفتگي ها از كجا آمده است؟

 

زهرا ملایی: آشفتگي ها به هنرمندان هيچ ربطي ندارد چون در طول تاريخ وظيفه هنرمند اين بود كه نقد كند.

 

هرمزگاني دات نت: برخي بر اين باورند، هنرمند كسي است كه با وجود مشكلات بر سر راهش، با غلبه بر آنها فعاليت كند به همين دليل نظر شخصی من این است ما هنرمند به معناي واقعيِ آن نداريم. زيرا هنرمند بايد خلاق باشد و آثار نويي را ارائه كند در صورتي كه اكنون هنر به چیزی شبیه صنعت تبديل شده است. تعريف شما از هنرمند چيست؟

 

زهرا ملایی: ما هنرمندان نياز به يك فضاي غيرمعمول داريم و در آن زمان است كه ذهن ما كم كم باز مي شود تا چه كاري انجام دهيم. وقتي شرايط محيا است اتفاقات خوب آن قدر صورت نمي گيرد. من فكر مي كنم به قول بهمن سلمان آرا هنرمند بايد با نبض جامعه اش پيش برود. فكر مي كنم هنرمند تنها رسالتش اين است كه بخشي از آنچه را كه مي تواند، به معرض نمايش بگذارد تا از اين راه به بهبودي جامعه خود كمك كند. به اين وسيله هنرمند مي تواند جلوي هر اتفاق ناگواري را بگيرد. در پايتخت خيلي از هنرمندان به صورت روتين كار مي كنند، حقوق مي گيرند و به كار خود ادامه مي دهند. در اين بين بعضي دغدغه شان اين است كه كار كنند. الان هنر تا جايي پيش رفته كه در ميان رجال سياسي ما نيز وجود دارد. اين درست است كه هنرمند بايد خلاقيت داشته باشد. بعضي وقت ها اين خلاقيت را مي توان در زير زمين هاي تئاتر مشاهده كرد. كارهايي ارائه مي دهند كه خنده اي تلخ را به تماشاچي عرضه مي كند.

 

                 

 

هرمزگاني دات نت: از فعاليت خود در پايتخت بگوييد.

 

زهرا ملایی: پايتخت مثل قابلمه اي پر از حبوبات است كه در حال جوشيدن مي باشد اينكه يكي از حبوبات بتواند خودش را نشان بدهد، شانس بزرگي است. در پايتخت من با چند گروه كار كردم؛ با ساسان مهرپويان و در كنار ما داوود فتحعلي بيگي كه اين براي من خيلي خوب بود. با علي شمس كار كردم و با سعيد نجفيان، طالبي، مسعود رحيم پور و با يكي از دوستان، آقاي حسن رونده كه در بندرعباس هستند امّا در پايتخت مشغول فعاليتند نيز يك كار نيمه تمام داشتيم.

 

هرمزگاني دات نت: در چند سال اخير تعدادی از اهالي تئاتر بندرعباس به سمت پايتخت رفتند.

 

زهرا ملایی: چمشگير نيستند تعدادشان به اندازه يك دست هم نمي رسد.

 

هرمزگاني دات نت: چيزي هست كه بخواهيد بگوييد و تاكنون نگفته ايد؟

 

زهرا ملایی: من فقط از يك چيز رنج مي برم. وقتي وارد آن شهر شلوغ شدم، احساس كردم كه نمي توانم به كسي اعتماد كنم. اطرافيان به من مي گفتند به عنوان يك شهرستاني چشمانم از اميد برق مي زند و اين خوب است كه اعتماد نداري. هنگام شروعِ كار احساس مي كني روي پوست موز هستي و هر آن ممكن است شخصي تو را هل بدهد. به همين دليل با ترس شروع به كار مي كني. امّا با تمام اين ها انگيزه داري و دوست داري با وجود آن همه شلوغي، استرس و بي اعتمادي كار كني. من وقتي از بيرون به بندرعباس نگاه كردم، به اين نتيجه رسيدم كه اين انگيزه را در بندرعباس نداشتم. مثل اين است كه در اينجا دچار يك بي انگيزگي بد يا دچار بي سوژگي شده باشيم. من سعي كردم در بُرهه اي از زمان كارِ طراحيِ لباس را انجام بدهم به آن شكلي كه دوست داشتم؛ يعني لباس سنتي جنوب را وارد آن شهر شلوغ كنم. لباس را تن آدم هايي كنم كه دنبال هويت ها هستند. شعار نمي دهم آدم هايي كه سال هاست آنجا بزرگ شده اند، مي گويند چقدر خوب است كه شما لباس مخصوص داريد، خلق و خوي مخصوص به خودتان را داريد امّا اينجا چيز مخصوصي وجود ندارد. من دوست داشتم كار طراحي لباس را در آنجا ادامه بدهم و با توجه به اينكه هزينه ي جالبي هم براي من نداشت، سود دهي نداشت دست به اين كار زدم. با وجود طراحان خُبره ي اطرافم، به سختي خانمي را در بندرعباس پيدا كردم كه بعد از صحبت كردن با ايشان پيشنهاد كردم با هم فكري يكديگر اين كار را انجام دهيم. در پايتخت افرادي هستند كه از اين كار استقبال كنند اين براي من كافي است من مزد خود را گرفته ام. اين خانم با بي انگيزگي و يا شايد با اشتياق كارهاي خودش را فرستاد و بعد به پايتخت آمد. با ايشان صحبت كردم گفتم مي دانم بچه ها در بندرعباس بي انگيزه شده اند و با چنگ و دندان كار را نمي گيرند ما اين كار را انجام مي دهيم و دست به كاري مي زنيم كه الان يك نقطه كوچك است و وقتي بعدها به آن نگاه مي كنيم، مي بينيم چقدر پيشرفت كرده ايم. متأسفانه آن خانم فقط زماني كه من با هيجان حرف مي زدم؛ هيجان زده شد و وقتي پايش به بندرعباس رسيد ديگر جواب تلفن هاي من را هم نداد.

 

هرمزگاني دات نت: در عرصه سينما هم فعاليت داريد؟

 

زهرا ملایی: يك فيلم با آقاي ابوالفضل شكيبا كار كردم. به آن شكل فرصت ندارم بيشتر در كار صدا بود و من در آن حضور داشتم.

 

هرمزگاني دات نت: وضعيت سينما در مقايسه با وضعيت تئاتر چگونه است؟

 

زهرا ملایی: در تئاتر هنوز آدم هايي پيدا مي شوند كه به روابط انساني، به انسان بودن و به هنرمند بودنت احترام بگذارند امّا در سينما خير.

 

هرمزگاني دات نت: شما تاكنون به شخصيت هنري خودتان دست پيدا كرده ايد؟

 

زهرا ملایی: سخت است بايد تلاش كنيد. در بندرعباس برايم عادي بود كه در جشنواره ها يك مقام اولي به من بدهند اما وقتي وارد پايتخت شدم، با خودم گفتم سراغِ من مي آيند. من كارم خوب است اما كم كم پيش رفتم ديدم از بيست نمره، پنج هم نمي توانم بگيرم. خيلي چيزها را نمي دانم و الان شايد با گروه هاي دسته سه و دوكار مي كنم. با اين حال آرزو دارم كه در آن شلوغي بتوانم روي سكوي اول بايستم.

 

هرمزگاني دات نت: روز به روز آرزوي هاي شما كم رنگ تر مي شوند يا نه، شرايطِ شما بهتر و آرزوهايتان بزرگتر مي شود؟

 

زهرا ملایی: بهتر مي شود. هردفعه كه من فكر مي كنم له شده ام، احساس مي كنم بايد يك نفس عميق بكشم و دوباره، وقتي بلند شدم اين بار بزرگتر شده ام چون از زماني كه پا به آنجا گذاشته ام نقاط ضعف بسيار زيادي داشتم امّا احساس كردم كه اين نقاط ضعف كم كم از من دور مي شوند چون در آنجا به كمتر كسي رحم مي كنند.

 

                 

 

هرمزگاني دات نت: در خصوص افتخارات و جشنواره هايي كه در آنجا شركت كرده ايد صحبت كنيد.

 

زهرا ملایی: در بندرعباس مقام بازيگري اول را به من دادند. در آن زمان وقتي اولين بار مقام بازيگري اول را بدست آوردم، فكر كردم كه بازيگر خيلي خوبي هستم. من مقام اول بازيگري كشوري را از دست رييس جمهور وقت آقای خاتمی دريافت كردم که  افتخار بزرگي بود. بعد از آن جشنواره ی منطقه اي بود كه با وجود رقباي خيلي سري كه داشتم باز هم مقام بازيگري اول را بدست آوردم. و آخرين بار هم با اينكه رد شدم و رتبه خوبي را بدست نياوردم، داوران دكتر دلخواه و آقاي دژام به من گفتند كه در پايتخت زياد سخت مي گيرند و جاي ناراحتي براي شما وجود ندارد اصولاً در اينجا ذوق هنرمند ناديده گرفته مي شود.

 

هرمزگاني دات نت: شما هم نسبت به رد شدن كارهايتان اعتراض داريد؟ هنرمندان ما هميشه نسبت به رد شدن اعتراض دارند.

 

زهرا ملایی: من مي دانستم كه آن كار ضعيف است و در سطح جشنواره نيست زيرا در آنجا كارهايي ارائه مي شوند كه نمي تواني با وجودِ آنها خودت را به كارهاي كم قانع كني. داوران به من گفتند: در جشنواره اولين بار بود بازيگري را ديديم كه او را نمي شناختيم امّا با اين حال خوب بازي كرد. با اين حرف من دلگرم شدم و شكست از يادم رفت.

 

هرمزگاني دات نت: اكثر مردم تئاتر را نمي شناسند و آن را درك نمي كنند. حتي با ديدن تئاتر لذت نمي برند اين از كجا نشات می گیرد ؟

 

زهرا ملایی: اين وظيفه ما هنرمندان است كه آنچه را كه جامعه به آن نياز دارد بازي كنيم تا بتوانيم كاري براي بقيه انجام دهيم. با وجود همه ي اين آشفتگي ها و خستگي كه در مردم ما ديده مي شود، من با اميد حركت مي كنم با اينكه ممكن است چيزي بدست نياورم اما اميد دارم. اين براي من كافي است. دلم از اينكه در بندرعباس انگيزه اي نمي بينم مي شكند. نبايد با تئاتر خداحافظي كنند بايد با انگيزه كار كنند.

 

هرمزگاني دات نت: اين انگيزه از كجا بايد به وجود بيايد؟

 

زهرا ملایی: بايد به همديگر انرژي بدهند. من احساس مي كنم كه همه دچار يك افسردگي شده اند. شايد شرايط جامعه تأثير مي گذارد امّا اين دليل نمي شود كه تئاتر براي هميشه فراموش شود. در پايتخت شرايط به مراتب سخت تر است زيرا آنجا همه با انگيزه كار مي كنند حتّي با وجود ترس از اينكه ممكن است جلوي ادامه ي كار گرفته شود، باز هم كار خود را ادامه مي دهند. در بندرعباس هيچ انگيزه اي وجود ندارد.

 

هرمزگاني دات نت: اگر صحبتي باقي مانده است، حرف پاياني را خودتان بگوييد.

 

زهرا ملایی: هر كس در هر كار هنري كه انجام مي دهد بايد براي آرامش خودش و آرامشِ فكرِ خودش كار كند. اميدوارم همه ي ما به جايي برسيم كه بتوانيم به ديگران هم آرامش بدهيم.

 

 با تشكر از سركار خانم ملایی و با آرزوي موفقيت براي ايشان

 

نگارش و ویرایش متن: حوریا صفا

با سپاس از آقای مهدی آرامش

هرمزگاني دات نت

ارسال شده در مورخه : یکشنبه، 26 مهر، 1388 توسط Hojjat

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقالات
· سایر مطالب نوشته شده توسط Hojjat


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقالات:
فایل تصویری نوحه خوانی رضا صادقی



امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 3


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد



انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب



موضوعات مرتبط

مقالات

"گفتگوی هرمزگانی دات نت با زهرا ملایی" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 4 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

Re: گفتگوی هرمزگانی دات نت با زهرا ملایی (امتیاز : 1)
توسط khaloo-gholom (khaloo.gholom@yahool.com) در مورخه : یکشنبه، 26 مهر، 1388
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
با سپاس از هرمزگانی دات نت برای این مصاحبه و معرفی هنرمندان خوب استان به هرمزگانی ها.



Re: گفتگوی هرمزگانی دات نت با زهرا ملایی (امتیاز : 1)
توسط mim در مورخه : سه شنبه، 28 مهر، 1388
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
مرسی از این مصاحبه ی توپ. بنظر من زهرا ملایی بهترین بازیگر زن هرمزگانه.بازم مرسی



Re: گفتگوی هرمزگانی دات نت با زهرا ملایی (امتیاز : 1)
توسط soosan در مورخه : سه شنبه، 28 مهر، 1388
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
خیلی جالب و مفید نمی دونستم تو استان هرمزکان هم جنین آدمای هنرمندی در سطح کشو رایران وجود دارن از دست اندر کرای سایت بابت این مصاحبه خوب تشکر می کنم.



Re: گفتگوی هرمزگانی دات نت با زهرا ملایی (امتیاز : 1)
توسط noandish در مورخه : سه شنبه، 28 مهر، 1388
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
ای خاک تو سرم !!! بازیگر اول کشور مال بندرن مه منفهمی!!!!!!!!!!!


(این سایت وابسته به هیچ گروه یا سازمانی نمی باشد)
(کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است)
(بازنشر مطالب،عکسها و ترانه های سایت با ذکر منبع مجاز است)
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.09 ثانیه