Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
Hormozgani: انجمنهای گفتگو

MySite.com :: مشاهده موضوع - داستان طنز اینجا
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست MySite.com » ب- داستان

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version
داستان طنز اینجا
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
romina
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 8 فروردین 1387
پست: 14


Points: 20

پست تاریخ: جمعه 9 فروردین 1387 - 06:06    عنوان: icon_bad داستان طنز اینجا پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خوب این تایپک جای بخش جک و طنز که نداره Very Happy {سوت}

طنز مردم آزار Very Happy



شماره ميگيره

يه دختره جواب ميده : بله ؟

پسر : گوشي رو بده به اون باباي بی همه چيزت

دختر : بله ؟

پسر : خودتو به خريت نزن ! گوشي رو بده به اون باباي فلان فلان شدت

دختر : ببخشيد بابا خونه نيستن

پسر : فکر کردي من خرم ؟ فکر کردي من پولمو از سر راه پيدا کردم ؟ فکر کردي من ازش ميگذرم ؟ نه خانم جون کور خوندی !بهش بگو ميام با حکم جلب ميبرمش

دختر : آقا ترو خدا بگين بابم چيکار کرده ؟

پسر : خودتو به نفهمي نزن (با اون باباي فلانت)ه

دختر : تروخدا بگين چي شده؟

پسر : يعني نميدوني ؟

دختر : نه بخدا ! تروخدا بگين بابام چيکارکرده

پسر : خانم جون بابات پولمو خورده ! الان يه ماهه که نمياره بدهيش رو بده

دختر : بدهي چيه ؟ باباي من ؟ حتماً اشتباه ميکنيد

پسر : آره اشتباه کردم, همون موقعي که ميومد التماس ميکرد ميگفت تروخدا منو بساز ! الان دوروزه که لب نزدم ! التماسم ميکرد, همون موقع بايد بهش ميگفتم نه تا الان به خاکه سياه نشينم

دختر : باباي من ؟

پسر : نه پس زن باباي من ؟

(دختر هوارتا تعجب کرده)

پسر : خلاصه اينکه بايستي بياد تصفيه کنه وگر نه ميفرستمش اونتو

دختر : (گريه کنان) حالا چقدر بدهکاره ؟

پسر : 4تا شير کاکائو داشته دوتا دوغ, يه نوشابه, 8تا هم کلوچه. سرجمع ميشه 1420 تومن


دختر : مريض (بوق بوق بوق ....)ه
-----------------------------------------
دوباره يه شماره ديگه...

يه پيرمرد جواب ميده : الو بفرمائيد

پسر : منزل آقاي بي پدرمادر ؟

پيري : بله ؟

پسر : منزل اقاي بيپدر مادر ؟

پيري : مگه آزار داري جوون ؟ (بوق بوق بوق ...)ه
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
romina
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 8 فروردین 1387
پست: 14


Points: 20

پست تاریخ: جمعه 9 فروردین 1387 - 06:08    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خونه: زن... پاشو اون کرکره رو بکش کسی‌ ما رو نبينه.

مادر بچه‌ها: وا! به من چه؟ خودت بکش!

مرد خونه: زن پاشو! اعصاب منو خورد نکن!

مادر بچه‌ها: پا نشم مثلا چه غلطی‌ ميخوای بکن‍ی؟

مرد خونه: عجب روزگاری شده! اون زمونا خدا بيامرز ننه‌مون جرات نميکرد بدون اجازه آقامون آب

بخوره! بنده خدا وقتی آقامون ميومد مثل پروانه دور و ورش ميچرخيد...

مادر بچه‌ها: خبه خبه حالا! گذشت اون دور و زمونه!

مرد خونه: بابا ده پاشو اون کرکره رو بکش،‌ ميخوام اين دو تا پيرهن رو اتو بزنم خبر مرگم!

نميخوام در و همسايه از پنجره بينن، آبرومون بره!

مادر بچه‌ها: وا...! حالا مثلا يكى هم ديدت. آسمون به زمين مياد؟

مرد خونه: نه پس! ميخاى منو با اين سيبيلا، اتو به دست ببينن؟! نميگن اين مرد غيرتش كجا
رفته؟
مادر بچه‌ها: وا...! اتو چه ربطى به غيرت داره مرد؟ ميگما...، دارى اتو ميكني، اون دامن سياهه

منو هم يه اتو بزن... نسوزونيشا؟!

مرد خونه: بفرما! خداتو شكر زن! ميگما، حسن آقا زنگ زد بگو آقامون رفته دم حجره دير وقت

مياد! نگى داره اتو ميكنه آبروم ميره‌ها!

مادر بچه‌ها: نه كه خودش نميكنه؟! زرى خانوم ميگفت همه ظرفاى خونه رو حسن آقا ميشوره!

مرد خونه: ميشوره كه ميشوره! اصلا ما به مردم چيكار داريم؟ دهه! زن پاشو لا اقل يه آبگوشت

بار بزار بريزيم تو اين شيكم صاب مرده!

مادر بچه‌ها: گوشتمون تموم شده...

مرد خونه: يعنى چى؟ تو كه همش نون و ماست به خورد ما ميدی! پس اون 5 كيلو گوشتى كه

هفته پيش خريدم چى شد زن؟

مادر بچه‌ها: اون كباب پريشب كوفت بود خوردی؟!

مرد خونه: تو به نون و پنير و هندونه ميگى «كباب»؟!

زن خونه: حالا اون هيچی، اون دو تا قابلمه خورش قيمه كه درست كردم بردى پيش خواهر جونت يادت رفته؟

مرد خونه: خيلى خب بس كن زن! اينقدر روح منو سوهان نكش! بزار برم به كارم برسم!

مادر بچه‌ها: من كه چيزى نگفتم! خودت شروع كردی!

مرد خونه: حالا بسه ديگه! حسن آقا رو يادت نره‌ها! اگه زنگ زد بگو برا آقامون كار پيش اومد رفت سر حجره!
مادر بچه‌ها: خيلى خب بابا! تو يه روز يه لباس ميخاى اتو كنى‌ها! ميكشى آدمو! من برم ببينم

اين ذليل شده كجا رفته...

مرده خونه: اهه...! اين چه وضعيه؟ اينطورى دم در وا نستا! بيا تو! همسايه‌ها ميبينن! روتو

بپوشون! حالا گيريم تو رو هم نبينن. اگه چشمشون از لای‌ در بيفته تو و منو با اين وضعيت ببينن

چی‌ جوابشونو بدم؟

مادر بچه‌ها: چشم! ميام تو آخ كه اين غيرتت منو كشته!

مرد خونه: چه كنيم ديگه! فكر كردى ما مثل حاج مهدى هستيم كه ناموسمونو بزاريم

همينجورى ولنگ و واز بره دم در؟ راستى ديدى زنشو اصلا؟ ديدى چه جورى پر و پاچه شو

ميريزه بيرون و شرم هم نميكنه؟!

مادر بچه‌ها: ماشالله! منو بگو گفتم شوهرم غيرت داره!

مرد خونه: ما كه چيزى نگفتيم! حالا بى شوخى ديديش؟!

مادر بچه‌ها - قابلمه = تلق! Very Happy Very Happy Laughing Laughing Laughing

مرد خونه +‌ قابلمه = آوووووووووخ Shocked
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
soad
عضو رسمی
عضو رسمی


عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas iran.gif


Points: 428

پست تاریخ: جمعه 9 فروردین 1387 - 06:27    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

romina jan dastan khoobi bod vali ziyad nakhndidam Laughing
_________________
غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
romina
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 8 فروردین 1387
پست: 14


Points: 20

پست تاریخ: یکشنبه 25 فروردین 1387 - 02:04    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

آره

قبول دارم بی مزه بود Very Happy
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1

 
پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
(این سایت وابسته به هیچ گروه یا سازمانی نمی باشد)
(کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است)
(بازنشر مطالب،عکسها و ترانه های سایت با ذکر منبع مجاز است)
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.07 ثانیه