سلام دوستان خوبم /این تاپیک همونطور که از اسمش معلومه اختصاص داره به ترانه های ماندگار / ترانه هائی که یه جورائی به حس و حال و هواتون تلنگر می زنه /ترانه هائی که براتون تداعی خاطرات تلخ و شیرینه /مهم نیست به چه زبونی باشه و یا چه سبک موسیقی /تنهامتن ترانه براتون عزیز و خوشایند باشه /فقط خواهش می کنم به دو نکته زیر توجه کنید:
1-متن ترانه حتما باید اجرا شده باشه و حداقل یکی از شناسه هاش همراش باشه یعنی یا نام خواننده یا نام ترانه سرا یا نام آلبوم یا هر چه از این دست /خواهش می کنم از درج ترانه هائی که هیچ هویت خاصی ندارن پرهیز کنین
2- خواهش می کنم به حرمت ترانه هائی که اینجا نوشته می شه از زدن پستهای غیر مرتبط مثل شعر یا هر مقوله دیگری خودداری کنین .
امیدوارم به کمک هم بتونیم یه مجموعه از ترانه های زیبا و به یاد ماندنی در این تاپیک جمع کنیم مخصوصا ترانه های جنوبی که کمتر کسی به متن و نوشته ترانه پرداخته .منتظر ترانه هاتون هستم . _________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: دوشنبه 18 دی 1385 - 15:52 عنوان:
اولین ترانه رو از ناصر انتخاب کردم /یه ترانه قوی و خوش ساخت از دکتر قیصر امین پور و با صدای گرم زنده یاد ناصر عبدالهی :
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، ما آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: دوشنبه 18 دی 1385 - 16:06 عنوان:
ترانه ای بندری از زنده یاد ابراهیم منصفی (رامی )که همیشه از شنیدنش لذت می برم / امیدوارم شما هم خوشتون بیاد:
موا برم تنها بشم
تنها فقط با سایه خو
ساعت تلخ رفتنن
مه خوب افهمم غایه خو
دو روز تلخ زندگیم
قصه ی تلخ مردنَ
امید یک روز زندگی
دنبال خو با گور بردنَ
ای دل دگه گولم مزن
مه بشته گولت ناخارم
برگشتن اینی ای سفر
دنبال خو بِی تو نابرم
آدمِ پوچی مثله مه
کجا بریت که جاش بشد
با چه زبونی گپ بزنت
تا یکی آشناش بشدم
موات از ایجا دور بشم
جایی برم که چوکرم
غیر از خیال خوب خوم
هیچی نهسته تو سرم
ای دل دگه گولم مزن
مه بشته گولت ناخارم
برگشتن اینی ای سفر
دنبال خو بِی تو نابرم
دنبال خو بِی تو نابرم
دنبال خو بِی تو نابرم
یادم میاد روزی که از سر خاک هنرمند زنده یادمون کوروش گرمساری بر می گشتیم در تمام طول راه با رضا دبیری و محسن بلوچی این ترانه رو می خوندیم /یاد همه هنرمندان جنوبی به خیر باد.در ضمن اگر در نویسش کلمات اشتباهی هست به واسطه عدم تسلطم بر زبان بندریست خوشحال می شم گوشزد کنین که اصلاح و به طرز صحیح نوشته بشه . _________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
خیلی سختن که آدم تنها بشه
دل تنها چند صبا درد اکشه
غیر غصه وقتی هیچی ادنبو
غیر غم وقتی نبو چیزی ادبشه
دست خالی بی تو سر زدن خوبن
دل خالی بی خنجر زدن خوبن
به یاد رامی
خدا بکن درست امنوشته بشه
عضو شده در: 2 تیر 1385
پست: 71
محل سکونت: جزیره قشم
Points: 920
تاریخ: دوشنبه 18 دی 1385 - 18:42 عنوان: هوا ابري
این شعر و ترانه برای من تداعی کننده روزهای خوش نوجوانی هستش با دوستان وقتی هوا ابری می شد دوچرخه ها رو بر می داشتیم و می رفتیم کنار دریا و ... این ترانه رو با هم دیگه زمزمه می کردیم
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: چهارشنبه 20 دی 1385 - 19:24 عنوان:
mo1361s نوشته است:
خیلی سختن که آدم تنها بشه
دل تنها چند صبا درد اکشه
غیر غصه وقتی هیچی ادنبو
غیر غم وقتی نبو چیزی ادبشه
دست خالی بی تو سر زدن خوبن
دل خالی بی خنجر زدن خوبن
به یاد رامی
خدا بکن درست امنوشته بشه
سلام دوست من /خوشحالم که اینجا می بینمت /مخصوصا تو که با داشتن قریحه شعر و شاعری مسلما ترانه های زیبا و محکمی رو انتخاب می کنی و نمونه ش همین ترانه دلنشین رامی هستش /فقط ای کاش کل ترانه رو نوشته بودی /اگه داریش ممنون می شم همه شو بنویسی /باز هم از حضورت ممنون _________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
این شعر و ترانه برای من تداعی کننده روزهای خوش نوجوانی هستش با دوستان وقتی هوا ابری می شد دوچرخه ها رو بر می داشتیم و می رفتیم کنار دریا و ... این ترانه رو با هم دیگه زمزمه می کردیم
خونه اون كاهگلي داوشت شوزد به كاه وگل كاه وگل بزن بار
بـارونن بـارون بـهار بارونـن بدو يــار
هوا ابرين هواگفتن هوا مه
بدو يارم بي تو حالم گفتن
سنگ بارون شديد با يخونِ گرد شيشه اي
چراغ فانوسمي تو شو تار توئي شمع روشني
هوا ابرين هواگفتن هوا مه
بدو يارم بي تو حالم گفتن
ترانه سرا : محمد تنیده
خواننده : مرشد ميررستمي
سلام امید جان /به خاطر پستهای زیبا و قشنگت ممنونم /مرسی که با این پست ما رو هم با برهه هائی از خاطراتت شریک کردی /منتظر ترانه های دیگه ت هستم / _________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: چهارشنبه 20 دی 1385 - 19:35 عنوان:
کاملا طبیعیه که این روزا هر اشاره خیلی کوچیک من و خیلی های دیگه رو یاد ناصر میندازه /پس عجیب نیست با خوندن آخرین پست امید، ترانه بسیار معروف و زیبای گنوغ برام تداعی بشه / آخه اون هم با آسمون ابری شروع می شه /به یاد عزیزش این ترانه رو می نویسم /ضمن این که ترانه سراش هم که کسی نیست جز صالح سنگبر که جاش خیلی خالیه / خدایشان بیامرزد:
آسمون ابری و وقت غروب
مه صدای ساحلم خاک جنوب
مه گنوغم مثل خم گنوغ موات
یه نفر صادق و بی دروغ موات
یه نفر ساده به مثل چوکلک
کسی که بلد نبوت دوز و کلک
غم عشقی تو چشوش ولو بشت
مثل کوه پر غرور گنو بشت
کسی که توی دلش خدا بشت
تو سکوت شعر ما صدا بشت
یه نفر که دل به دریا بزنت
کسی که حرفون فردا بزنت
یه نفر بچه که خیلی پیر بشت
مثل دستون خودم فقیر بشت
یه نفر که عاشقی پیشه بکنت
توی جون مردمون ریشه بکنت
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
به تو عادت کرده بودم ای به من نزديک تر از من
ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو
تجربه کردنه مرگه زندگی کردن بی تو
من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه ی شب به تو هجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالی
من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالی
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 2 تیر 1385
پست: 71
محل سکونت: جزیره قشم
Points: 920
تاریخ: چهارشنبه 20 دی 1385 - 22:31 عنوان: تا تو قدر مه بدونی دیر ابو
این آهنگ و شعر شادروان ابراهیم منصفی(رامی) من رو یاد دوست عزیزی می ندازه که دیگه در بین ما نیست یادمه همیشه این شعر رو می خوند و می گفت امید وقتی قدر آدم ادونن که دیگه دیر ابو ....... دوستان بیایم قدر هم دیگه رو بدونیم همدیگه رو دوست داشته باشیم تا دیگه دیر نشه ..... چون زندگی مثل نسیمن زود ارئت
تا تو قدر مه بدونی دیر ابو
تا بیایی پهلوم بمونی دیر ابو
زندگی مثل نسیمن زود ارئت
تا بفهمی بی جوانی دیر ابو
تا مه از یاد گذشتم دور بشم
بئ دو چشم آسمونی دیر ابو
ای که بی عطر تنت غمگین ابوم
تا بیائی اسمم بخونی دیر ابو
نومه خوبت رو لووم موندن هنو
بی تو عشقو زندگانی دیر ابو
خاطرات پیشته وا یادم بیار
روح گشنم با خیالت سیر ابو
ای که بی عطر تنت غمگین ابوم
تا بیائی اسمم بخونی دیر ابو
تا مه از یاد گذشتم دور بشم
بئ دو چشم آسمونی دیر ابو
عضو شده در: 3 تیر 1385
پست: 122
محل سکونت: Iran-Bandar abbas city
Points: 663
تاریخ: چهارشنبه 20 دی 1385 - 23:12 عنوان: احمد محبوب
از رفتنش از همو روز داغی که پي روم تنها
شادي نه اتدي بس دو روزبه غم به تو ايكه مبتلا
اي دل بنال اي دل بسوز تو به خوت اتكه ندلم
اي خو كمن بكش هنوز اي درد كه اينينن دوا
سر به غصه اي شو و روزاز حالت ادنتن خدا
گيرهن ناپاك به تو روت تو بنين همتو غم بخه
اي دل بنال اي دل بسوز تو به خوت اتكه ندلم
اي خو كمن بكش هنوز اي درد كه اينينن دوا
دردت نه يك روز نه دو روز كه بري و بگيني شفا
خشي ناگيني هيچ روز دگه مگو كه يار موا
اي دل بنال اي دل بسوز تو به خوت اتكه ندلم
اي خو كمن بكش هنوز اي درد كه اينينن دوا
نه عيد افهمي نه نوروز از وقتي كه اي بو جدا
حالا موندي با حيف سوزدرسن بي تو امروز بي صبا
اي دل بنال اي دل بسوز تو به خوت اتكه ندلم
اي خو كمن بكش هنوز اي درد كه اينينن دوا
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: جمعه 22 دی 1385 - 23:03 عنوان:
مرسی حجت عزیز/مسلما ثبت این ترانه ها می تونه کمک موثری باشه برای شناسوندن هنرمندانی که جزءگنجینه های این استان محسوب می شن و متاسفانه بسیار مظلوم واقع شدن چون هیچ تریبون خاصی رو برای ارائه هنر اصیل و دلنشینشون ندارن / امیدوارم این تاپیک بتونه دریچه ای باشه برای آشنائی هرچه بیشتر با این قبیل هنرهای بکر و بومی / منتظر انتخابهای زیبات هستم . _________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours میباشند رفتن به صفحه : 1, 2, 3 ... 20, 21, 22بعدی
صفحه 1 از 22
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید