dokhtare_darya
عضو جدید


عضو شده در: 31 تیر 1387
پست: 144
محل سکونت: bnd 
Points: 156
|
تاریخ: جمعه 27 دی 1387 - 05:43 عنوان: حکایت پسرک |
|
|
روزي پسر كوچكي در خيابان سكه اي يك سنتي پيدا كرد.او از پيدا كردن سكه آن هم بدون
زحمت خيلي ذوق زده شد .اين تجربه باعث شدكه او بقيه روزهاي عمرش هم با چشمهاي
بازسرش را به سمت پايين بگيرد و به دنبال سكه بگردد.او در مدت زندگيش 296 سكه1 سنتي
48 سكه 5 سنتي 19 سكه10 سنتي16 سكه 25سنتي2 نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده پيدا
كرد. يعني جمعا13دلارو 26سنت.اما در برابر بدست آوردن اين ثروت او زيبايي دل انگيز
31396طلوع خورشيد /درخشش 157رنگين كمان و منظره درختان افرا را از دست داد
او هيچگاه ابرهاي سفيدي را كه بر فراز آسمانها در حركت بودند نديد.و پرندگان در حال پرواز
درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزيي از خاطرات او نشد _________________ زندگی مِثِ یهَ بادِن وا یهَ زوزهَ گم اَبوت
توی آوازهِ یهَ سازن وا یهَ لحظهَ گم اَبوت |
|