عضو شده در: 13 خرداد 1386
پست: 146
محل سکونت: dubai
Points: 162
تاریخ: یکشنبه 30 فروردین 1388 - 20:30 عنوان:
خواهش می کنم آزینانای عزیزم
این ترانه هم تقدیم به تو نازنین
خدا رو مي خوام نه واسه اين که ازش چيزي بخوام
خدا رو مي خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه ي جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولي نه واسه ي زيبا و زشت
خدا رو مي خوام نه واسه خودم که باشم يا برم
خدا رو مي خوام نه واسه روزاي تلخ آخرم
خدا رو مي خوام نه واسه سکه و سکو يا مقام
خدا رو مي خوام که فقط "تو رو نگه داره برام"
خدا رو دوست دارم واسه اين که تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن رو يادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خيلي دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشقو تنها نمي ذاره
خدا رو دوست دارم واسه اين که حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه هميشه لبخند مي زنه
خدا رو دوست دارم واسه اين که من و تو با هميم
خدا رو دوست دارم که مي دونه ما عاشق هميم
خواننده:رضا صادقی
به چه قیمتی گذشتی از شبای خیس مهتاب
چی گذاشتیم از من و تو به جز آرزوی بر آب
به چه قیمتی غرورو سر راهمون کشیدی
چرا لحظه های با هم بودنامونو ندیدی
خوب من با هر دو باختی توی این بازی بیخود
هر دوتامون کم گذاشتیم که ترانه هامونم مرد
چیزی از لحظه نمونده من و تو لحظه رو کشتیم
حکم اعدام دلامون با غرورمون نوشتیم
اگه دوسم نداری به روم نیار
یه چیزی از غرورم واسم بذار
نذار تو فکر تنهایی گم بشم
نذار حرفو حدیث مردم بشم
اگه دوسم نداری به روم نیار
یه چیزی از غرورم واسم بذار
نذار تو فکر تنهایی گم بشم
نذار حرفو حدیث مردم بشم
دلمو اینقده نشکن
آخه این دل عاشقت بود
له نکن این قلب خونو آخه روزی لایقت بود
دلمو اینقده نسوزون
مگه چی مونده از این دل
رفتیو با بی وفاییت زدی مهر نحس باطل
تو که دوست نداشتی باشی چرا اتیشم کشیدی
اونکه تو خودخواهیات مرد
دل من بود ندیدی
از تو خونه ی وجودم به چه آسونی پریدی
ریختن غرور این مردو ندیدی نشنیدی
اگه دوسم نداری به روم نیار
یه چیزی از غرورم واسم بذار
نذار تو فکر تنهایی گم بشم
نذار حرفو حدیث مردم بشم
اگه دوسم نداری به روم نیار
یه چیزی از غرورم واسم بذار
نذار تو فکر تنهایی گم بشم
نذار حرفو حدیث مردم بشم _________________ زندگی مِثِ یهَ بادِن وا یهَ زوزهَ گم اَبوت
توی آوازهِ یهَ سازن وا یهَ لحظهَ گم اَبوت
عضو شده در: 22 تیر 1385
پست: 126
محل سکونت: توی یکی از کوچه اوی ای دنیای گپ
Points: 139
تاریخ: دوشنبه 25 آبان 1388 - 02:48 عنوان:
ببار ای بارون ببار ، با صدای استاد شجریان
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون _________________ سرسبز ترین بودم و زردم کردی...تبعیدی فصل شوم و دردم کردی...من چشم و چراغ این و آن بودم...تو انگشت نما و کوچه گردم کردی.
عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas
Points: 428
تاریخ: پنجشنبه 22 بهمن 1388 - 05:50 عنوان:
خواننده : علی لهراسبی
تقدیم به تومهربون که حتی بلد نیستی نامهربون باشی
منو و تو یه عمری باهم بودیم
که جدا می دید از هم ما رو
که میونمون فاصله انداخت
کیه که حل کنه این معما رو
از اون لحطه که دل به تو بستم
از این که نباشی می ترسیدم
به خودم می گفتم کاشکی می مردم
اما این روزا رو نمی دیدم
چشمامو بستم تا نبینم قلبت سهم کی داره میشه
چشاتو وا کن تا ببینی قلبم بی تو آوار میشه
بیا تماشا کن بی تو چیزی از دلم نمی مونه
واسه تو که قلبت از سنگه دل کندن از من چه آسونه
_________________ غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas
Points: 428
تاریخ: سهشنبه 14 اردیبهشت 1389 - 22:25 عنوان:
نمیدونم چرا دوباره هوس کردم بنویسم /درست توی موقعی که قرار بود نباشم /قرار بود برم توی آسمون تو دیگه اوج نگیرم شاید برای اولین بار این ترانه رو گوش میدم / چون خیلی وقت بود با اهنگها قهر کرده بود یعنی با هر چی که تورو یاد من مینداخت قهر بودم اما به قول دوستی که میگفت مگه میشه دیگه ننویسی /اونوقت با جرات گفتم آره /اما الان واقعا کم اوردم درست موقعی که قول دادم که برم /الانم نیومدم که بمونم فقط تاثیر این ترانه وحشناک منو مجبور کرد توی تاپیک ترانه ماندگار بنویسم شاید گذرت افتاد و اونو خوندی البته من درست بلد نیستم بندری بنویسم اگه غلط نوشتم از همه دوستان عذر میخوام ......
خواننده:علی موسی زاده
مخواسته مه بال بگرم
اما شو زه پرم شو چی
مخواسته از همون اول
تو دلبر جونم بشی
همیشه هرجا که اروم
با خوم مگو تو یارومی
اما شو گه به تو ازمه
مه موندم تو دلواپسی
تو دور ازمه ،مه از تو دوروم
مه از عشقت هر شو بیداروم
کی اتای عزیز کنارم
تا دنیا دنیا باید بنالم
به مه تو شو که از هم جدا
فکر اتکه مه هم بی وفام
ولی ادونم ای نازنین
تو اصلا اتنی اگناه
کاش همو روز زیر بارون
به مه تو امگفت ای یاروم
دوستت امهستن فراوون
به تو مواتن مه عزیزم
_________________ غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3 ... , 20, 21, 22بعدی
صفحه 21 از 22
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید