عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: شنبه 1 فروردین 1388 - 13:24 عنوان:
سلام همثانیه های شادی های اندکم و رنج های بی پایانم / باور کن می دانم از هر جای آن همه لحظات تلخ و دردناک که شروع کنم چون به حضور مهربان تو می رسم ناگاه حیات چون لبخند ملیح تو شیرین می شود / این که در اولین لحظات سال همه را بگذاری و بی دریغ و صمیمی با من بگذرانی / و این که با آن عیدی خاطره انگیزت و شریک شدن با عود عبادی جوهر و صدای اصاله نصری از هر چه درد و سختی برهانیم به هیچ محبتی نمی شود جبران کرد / تنها ترانه ای را که می دانم دوستش داری به امید روزهای همیشه ی با هم بودن برایت بنویسم و بگویمت :
هرگز کسی شبیه تو پیدا نمی شود / شبهای من بدون تو فردا نمی شود ...
ترانه : مجید ذاکری
خواننده : معین راهبر
من از روز و شبام خسته بودم وقتی رسیدی
چه خوب شد که منو لایق این عاشقی دیدی
چه خوب شد دو تا دستامو گرفتی ، رد نکردی
تموم بدی هامو دیدی اما بد نکردی
دیوار دلم قاب نگاه تو رو کم داشت
همه ی روزای هفته واسه من غصه و غم داشت
چه خوب شد اومدی یک دفه رفتن روزای سرد
خدائیش نمی شه جای تو رو با چیزی پر کرد
چه خوب شد اومدی تو / چه خوب شد اومدی تو ...
تو ، تو با ناز اومدی ناز یه دنیا رو خریدی
به حس و حال من حس شب بارونی می دی
حالا چتر توام تا شب بارونی نشی خیس
دیگه شک ندارم عاشقتر از ما هیچ کسی نیس
دیوار دلم قاب نگاه تو رو کم داشت
همه ی روزای هفته واسه من غصه و غم داشت
چه خوب شد اومدی یک دفه رفتن روزای سرد
خدائیش نمی شه جای تو رو با چیزی پرکرد
چه خوب شد اومدی تو / چه خوب شد اومدی تو ....
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: شنبه 1 فروردین 1388 - 13:46 عنوان:
سلام همترانه / از تو هر چه بگویم کم گفته ام / پس بی سخنی و به حرمت سکوتهایت که می گویی زبان مشترک است ترانه ی خاطره انگیز زیر را برایت می نگارم ...راستی تلخی هایم را به پای دوست داشتنهایم بگذار / باش ؟
خواننده : شکیلا / آلبوم جادوی سکوت
بيدل شده ام بهر دل تو
ساکن شده ام در منزل تو
نور دل ما روی خوش تو
بال و پر ما خوی خوش تو
اي طالع ما قرص مه تو
سايه گه ما موی خوش تو
نان بی تو مرا زهر است نه نان
هم آب منی هم نان منی
باغ و چمن و فردوس مني
سرو و سمن خندان منی
دل می نرود سوی دگران
چون رفته باشد سوی خوش تو
ور دل برود سوی دگران
او را بکشد روی خوش تو
ای مستی ما از هستی تو
غوطه گه ما جوی خوش تو
هم شاه منی هم ماه منی
هم لعل منی هم کان منی
خاموش شدم شرحش تو بگو
زيرا به سخن برهان منی
سلطان منی سلطان منی
اندر دل و جان ايمان منی
در من بدمی من زنده شوم
يک جان چه بود صد جان منی
سلطان منی سلطان منی
اندر دل و جان ايمان منی
در من بدمی من زنده شوم
يک جان چه بود صد جان منی
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: شنبه 1 فروردین 1388 - 14:32 عنوان:
و سلامی ویژه به عزیزانی که در تمام مدت بی حوصله گی هام گاه به گاه با نوشتن ترانه ای زیبا چراغ این تاپیک را روشن نگه می دارند :
دختر دریای با ذوق و سلیقه که همیشه ترانه هاش دلنشینند
موسای مهربان که سادگی اش را دوست دارم
سعاد نازنین که همواره از انتخابهای زیباش در جای جای سایت بهره مندیم
فوجای عزیز که امروز با پیام تبریک خصوصی اش شرمنده محبتاش شدم
لینای گل که تازه به جمع کاربران سایت پیوسته و من با این ترانه حضورشو خوشآمد می گم
و آزیتانای گرامی که اگر چه کمتر ترانه می نویسه اما همیشه حضورش با آن تشویقهای صمیمی ش موجب دلگرمی ست .....
دوستتان دارم ای سادگان صبور :
خواننده : منصور / آلبوم جنجالی
ملایمه عطرت ، نگاهت آرومه
حضور تو با من ، نجیب و معصومه
من از تماشاته که خستگیم می ره
کسی تو قلب من جاتو نمی گیره
ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم ، به این می گن عاشق
ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم ، به این می گن عاشق
آرامشت مثله صدای بارونه
سپردن قلبم به عشقت آسونه
خوب و بد عشقو تنها تو می فهمی
می دونی می خوامت یه جور بی رحمی
ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم ، به این می گن عاشق
ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم ، به این می گن عاشق ، به این می گن عاشق
همیشه تو دستات ، تشنه ی آغوشم
بی تو نمی تونم این همه خوش بو شم
نباشی دورت عشق ، هرگز نمی گردم
تنها کسی بودی که اعتماد کردم
ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم ، به این می گن عاشق
ندیدی تو خوابم مثال من عاشق
نباشی می میرم ، به این می گن عاشق
به این می گن عاشق
به این می گن عاشق
به این می گن عاشق
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas
Points: 428
تاریخ: شنبه 8 فروردین 1388 - 20:27 عنوان:
یه زخم کهنه روی بالم
یه اسمون که چشم برام نیست
به غیره واژه غریبی چیزی تو ترانه هام نیست
حتی یه ایینه پیش روم نیست که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیذاره
ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی ازمن نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمونی
دل من از نژاد عشقه
از تواز ترانه لبریز
یه دنیا غم توی صدامه
مث سکوت تلخ پاییز
من یه پرنده غریبم من از نژاد اسمونم
میون این همه ستاره من یه شهاب بی نشونم
ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی ازمن نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمونی
خواننده :ناصر عبداللهی _________________ غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3 ... 19, 20, 21, 22بعدی
صفحه 20 از 22
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید