عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas
Points: 428
تاریخ: شنبه 16 آذر 1387 - 18:21 عنوان:
زندگی ای روزگار ای چرخ گردون
توی سینه قلبمو این قدر نلرزون
ای فلك ای بانی افسونگریها
با دلم كمتر كن این بازیگریها
هر كه هستی هر چه هستی
بس كن این نامهربونی
روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
ای فلك بس كن دیگه آتیش نسوزون
روی زخمامون دیگه نمك نپاشون
گاهی زشتی گاهی خوبی هم طلوعی هم غروبی
بعضی وقتا مهربونی بعضی وقتا خصم جونی
اما وقتی سره قهری بدتر از تلخیه زهری
تو كی هستی تو چی هستی هوشیاری یا كه مستی
هر كه هستی هر چه هستی بس كن این نامهربونی
ای كه حیرونی تو از سر سختس ما
شاید آزارت می ده خوشبختی ما
ای فلك بس كن دیگه آتیش نسوزون
روی زخمامون دیگه نمك نپاشون
روزگار ای شاهد ویرونی ما
خشم و قهرت باعث حیرونی ما
هر كه هستی هر چه هستی بس كن این نامهربونی
خواننده داریوش
_________________ غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: چهارشنبه 20 آذر 1387 - 06:14 عنوان:
برای حمید گلم / به امید فراموش کردن همه ی بدیهام و تکرار روزهای خوش گذشته ....
گرفتار / مصطفی جهانداری
ای که دستون نجیبت بی مه بهترین نشونی
بی چه ناگیری تو دستم تو که حال مه ادونی
ادونی خوار و گرفتارم زار و بیمارم
بعد تو کفتن گره در کارم
وقتی هستری چه جونه همه شووُم همه روزوم
تو چطو راضی ابی که توغم دوریت بسوزوم
از مه ی عاشق بیدل اگه یک خطا سر ایزه
به حساب ای منس که دل به یک راه گریزن
دل مه منبع عشقت بودن و همیشه هستن
چشم امید مه حالا به دو دستون تو بستن
از مه ی عاشق بیدل اگه یک خطا سر ایزه
به حساب ای منس که دل به یک راه گریزن
ای که دستون نجیبت بی مه بهترین نشونی
بی چه ناگیری تو دستم تو که حال مه ادونی
ادونی خوار و گرفتارم زار و بیمارم
بعد تو کفتن گره در کارم
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 3 اردیبهشت 1386
پست: 322
محل سکونت: بندرعباس -Southernerman@yahoo.com
Points: 330
تاریخ: پنجشنبه 21 آذر 1387 - 07:57 عنوان:
تقدیم به هامو
مگه ناگن دنیا جونن ما که جونیش موندی؟!
مگه ناگن مهربونن مهربونیش موندی؟!
مگه ناگن دل بی عشقن بی چه محکوم شکنن؟!
مگه ناگن سرنوشتن بی چه مظلوم شکنن؟!
اگه دنیا جون ببینی جون ابوت لحظهونش......
مگه ناگن دلخوشی اتات وقتی راضی بشی
ما که راضی بودیم و هیچ موندی جز ناخوشی؟!
هرچی بی ما شگو توی بچگی همه قصه دراوند
رنج دنیا بند خوبی از دل خلق ای بوروند
مگه ناگن دنیا جونن ما که جونیش موندی؟!
مگه ناگن مهربونن مهربونیش موندی؟!
مگه ناگن دل بی عشقن بی چه محکوم شکنن؟!
مگه ناگن سرنوشتن بی چه مظلوم شکنن؟! _________________ خونه ی عشقم تارِتار بی تو صفا اینین روزگار
رفتی از دستم نازنین بی تو اگردم بی قرار
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: جمعه 22 آذر 1387 - 00:58 عنوان:
آی که چقد دلم تنگت شده ... خدا ؟می شنویم ؟
خواننده : بیژن خاوری / آهنگ : دریا
وقتی که پا میزاره ... دریا به روی شنها
مرغابیا میشورن ... پرهاشونو تو دریا
وقتی برای ساحل ... دریا صدف میآره
شبها به روی بندر ... بارون ماه میباره
یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه
تا ساحل زندگی با من شنا میکنه
وقتی موجای سنگین .. از پله های دریا
میرن که سر بزارن ... به روی تخته سنگا
وقتی که دست دریا ... رو شونه ی غروبه
خورشید خانوم براشون ... تو خونه ی غروبه
یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه
تا ساحل زندگی با من شنا میکنه
حالا که غروب که میشه ... بی تو دلم میگیره
مثل ماهی تو ساحل .. جون میده و میمیره
بعد تو مرغابیا همزاد آب نمیشن
موجای خسته بی تو زنجیر خواب نمیشن
یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه
تا ساحل زندگی با من شنا میکنه
حالا که غروب که میشه ... بی تو دلم میگیره
مثل ماهی تو ساحل .. جون میده و میمیره
بعد تو مرغابیا همزاد آب نمیشن
موجای خسته بی تو زنجیر خواب نمیشن
یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه
تا ساحل زندگی با من شنا میکنه
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
با چه زبون بی تو بگم
بی تو که مثل جونمی
مه خاطرت خیلی موا
تو یار خوش زبونمی
هم تو غم و هم تو خوشی
همیشه پا به پام بودی
سایه وا سایه دل وا دل
تو غربت صدام بودی
با چه زبون بی تو بگم
بی تو که مثل جونمی
مه خاطرت خیلی موا
تو یار خوش زبونمی
هم تو غم و هم تو خوشی
همیشه پا به پام بودی
سایه وا سایه دل وا دل
تو غربت صدام بودی
تو غربت صدام بودی
ساده نهوندی تو دلم
که ساده از دلم بری
فکر مکنی با یک خطا
از دل دیونم اری
ساده نهوندی تو دلم
که ساده از دلم بری
فکر مکنی با یک خطا
از دل دیونم اری
از دل دیونم اری
داد ازنوم داد ازنوم
تا همه حالم بودنن
قصه ی تنهایی مه
از دل تنگم بخونن
داد ازنوم داد ازنوم
تا همه حالم بودنن
قصه ی تنهایی مه
از دل تنگم بخونن
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: چهارشنبه 25 دی 1387 - 01:36 عنوان:
سلام / خواستم ترانه بنویسم برای یه نفر / برای چند نفر / برای همه ... اما مگه می شد بی سلام به تو شروع بشه ؟ پس اول برای تو / از داریوش / یادت میاد ؟ سه ساعت تمام ...
طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده
یه آه خداحافظ ، یه فاجعه ی ساده
خالی شدم از رویا ، حسی من و از من برد
یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد
ای معجزه ی خاموش ، یه حادثه روشن شو
یه لحظه ، فقط یه آه ، هم جنس شکفتن شو
از روزن این کنج خاکستری پرپر
مشغول تماشای ویرون شدن من شو
برگرد (برگرد) به برگشتن ، از فاصله دورم کن
یه خاطره با من باش ، یه گریه غرورم کن
از گرگر بی رحمه این تجربه ی من سوز
پرواز رهایی باش به ضیافته دیروز
به کوچه که پیوستی ، شهر از تو لبالب شد
لحظه آخر لحظه ، شب عاقبت شب شد
آغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود
راهی شدنت حرفه نقطه چینه پایان بود
ای معجزه ی خاموش ، یه حادثه روشن شو
یه لحظه ، فقط یه آه ، هم جنس شکفتن شو
از روزن این کنج خاکستریه پرپر
مشغول تماشای ویرون شدن من شو
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: چهارشنبه 25 دی 1387 - 02:36 عنوان:
این ترانه رو برای کسی می نویسم که این روزها پایه ی همه ی بداخلاقی ها و اعصاب خردکنی های منه / از هر جا و هر چی بخورم رو سرش هوار می شم چون می دونم به حد کافی مهربون هست / بابت همه ی پا به پا اومدنات ممنون و بابت همه ی کج خلقی هام یه معذرت خواهی بزرگ ...
شاعر : منوچهر نامور آزاد
آهنگ ساز : محمد شمس
تنظیم : تیگران ساکیان
خواننده : داریوش
آلبوم : معجزه خاموش
آهنگ : هم درد
[align=center]با تو ای همدرد ، ای عشق
با تو درمان یافت این دل
خانه ات جاوید آباد
از تو سامان یافت این دل
ای سراپا عاطفه ، جز یاریت یاری ندارم
ای کلامت شعر بوسه ، بی تو غم خواری ندارم
آسمان خانه ات
یه کهکشان رنگین کمان است
و آن نگاهت
روشنی چون نو عروس آسمان است
با تو ای همدرد ، ای عشق
با تو باران در بهاران
مثله یک قطره تو دریا
گم شدن در جمع یاران
با تو ای همزاد ، همدل
با تو ام بی باده مستم
سر نپیچم هرگز از آن عهد و پیمانی که بستم
ای سرا پا بی نیازی
در کنارت بی نیازم
با تو رودم ، با تو ابرم
هم نشیبم ، هم فرازم
آب و خاک و باد و آتش
خانه در تو ، جمله در تو
مهر و کین و خشم و بخشش
جمع در تو ، سر به سر تو
[/align] _________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
عضو شده در: 16 آذر 1385
پست: 522
محل سکونت: بندرعباس
Points: 577
تاریخ: چهارشنبه 25 دی 1387 - 03:09 عنوان:
و اما برای تو که عریانی دل و برهنگی روحت را می طلبم بی محابا / به کلامت که اعتماد می کنم انگار امن ترین اتفاق جهان شکل می گیرد از پشت همین صفحه ای که هم حایل است بین دل من و نگاه تو و هم رساناست هر آنچه که بر این دل از دست نگاه تو می گذرد/ عریانی دل و برهنگی روحت را از همان پاسخهای کوتاهِ نمی دانم / شاید / فکر کنم و ... / از همان غروری که بدان می بالی و از چشم گفتنها و جوابِ شیرینِ جانم دادنت به هر آوازخواندن نامت که مهناست و دلپذیر / از بودنت و حضور یک گاه آری و صد گاه نه ات / می شنوم / همچون صدای سکوتهای ممتدت / همچون همه ی اجابتت وقتی که دلتنگ دلتنگت می شوم ... بی اعتراف و اقرار من هم تو بهترین صحنه ای ...
در اين شبِ بي ماه و گل
ستاره ساز صحنه شو
رخت غزل كش پاره كن
در شعرِ من برهنه شو
تو بهترينِ صحنه شو
برهنه شو ، برهنه شو
موي تو آرامش آب
بوي تو عطر صد كتاب
بوسه ي جادويي تو
كشف دوباره ي شراب
تو بهترينِ صحنه شو
برهنه شو ، برهنه شو
ناخن سرخ دست تو
باغچه ي تب كرده ي من
كفش تو ساز كوليان
شال تو جاي گم شدن
چشم تو جاي امن شب
به وقت گرگم به هوا
سينه ي پر قصه ي تو
صداي معدن طلا
تو بهترينِ صحنه شو
برهنه شو ، برهنه شو
حرف تو گيلاس درشت
ناز تو ابريشم چين
اسم تو ياد گل ياس
بغض تو لرزش زمين
تو بهترينِ صحنه شو
برهنه شو ، برهنه شو
_________________ احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3 ... 18, 19, 20, 21, 22بعدی
صفحه 19 از 22
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید