Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
Hormozgani: انجمنهای گفتگو

MySite.com :: مشاهده موضوع - سلام من به محرم
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست MySite.com » گفتگوی آزاد

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version
سلام من به محرم رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3 ... 12, 13, 14, 15  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
gono
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 13 مرداد 1386
پست: 245
محل سکونت: دبي blank.gif


Points: 259

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 19:15    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بس که پاشیده زهم مثل گلِ چیده تنت می کند گریه به زخم بدنت پیرهنت

کثرت زخم تو مانع زشمارش گشته بس که زخم آمده پیوسته به زخم بدنت

آیه با تیغ نوشتند به سر تا پایت نقطه با تیر نهادند به آیات تنت

حلقه های زرهت چشمه ی خونند همه آب غسلت شده خون، خاک بیابان کفنت

آمدم از دو لب خشک تو خون پاک کنم دیدم از خون گلو پر شده بابا دهنت

خجلم از تو علی جان که دم رفتن بود العطش با من دل سوخته آخر سخنت

لاله ی نسترنم! یاس امیدم! سخت است که ببینم چو گلِ ریخته نقش چمنت

همه امیّد من این است که یک بار دگر چشم خود باز کنی یک نگه افتد به مَنَت

رو به روی تو نهادم همه دیدند علی که رخم لاله صفت سرخ شد از یاسمنت

شعله های دل میثم زده آتش همه را آه او شعله ی شمعی است به هر انجمنت

_________________
يا حسين
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
gono
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 13 مرداد 1386
پست: 245
محل سکونت: دبي blank.gif


Points: 259

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 19:15    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سیاه گشته جهان پیش دیده ی تن من

کجایی ای مه در بحر خون شناور من

ستاره ی سحرم آفتاب صبح دمم

غروب کرده به هنگام ظهر در بر من

به مصحف بدن پاره پاره ات گریم

که پاره تر شده از لاله های پرپر من

بپوش زخم جبین شکسته ی خود را

که بحر دیدنت آید زخیمه خواهر من

نیاز نیست به تیغ عدو که کشت مرا

دو چشم بسته ی تو در نگاه آخر من

فرات موج می زد و من نظاره می کردم

که کشته شد پسرم تشنه در برابر من

زبان خشک تو در دهان نهادم و سوخت

دهان من نه، دل من نه، که پای تا سر من

مبر فرو ز عطش خون حنجر خود را

که از برای تو آورده آب مادر من

پس از تو در دل دشمن چنان غریب شدم

که گشته عمه ی مظلومه ی تو یاور من

هزار قاتل و یک کشته و هزاران زخم

هزار بار تو را کشته خصم کافر من

به خیمه اشگِ خجالت گرفت چشمم را

ز بانگ وا عطشای علی اکبر من

ز چشم خود همه خون جگر فشان میثم

به لحظه های غروب مه منوّر من

_________________
يا حسين
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
gono
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 13 مرداد 1386
پست: 245
محل سکونت: دبي blank.gif


Points: 259

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 19:15    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من اولين مصراع نظم كربلايم من اولين جانباز دشت نينوايم

نامم علي اكبر و در خلق و منطق شبه ترين چهره به ختم الانبيائم

من اولين پيمانه نوش جام اشكم چون رفته تا معراج دل صوت صدايم

من اولين گلواژه شعر حسينم يا اولين قرباني كوي منايم

من شير سرخ بيشه هاي الغديرم در خيبر فتح المبين خيبر گشايم

من كربلا را كربلا آباد كردم در عشق و مستي كربلا بيداد كردم

من با عطش تا اوج آزادي پريدم عطشان ترين لبهاي عالم را بوسيدم

شهدي كه من نوشيدم از پيمانه عشق شيرين تر از آن در همه هستي نديدم

زينب لبم را بوسه ميزد من ز دستش او دل به من ميدادو من دل ميبريدم



او دور من مي گشت و من هم دور زهرا من تشنه بر لبهاي او او آب دريا



من غنچه تكبير لبهاي حسينم من يوسف كنعان زيباي حسينم

چون خال سبز هاشمي دارم به صورت من نكهت شب بوي گلهاي حسينم

دارم به چهره نور سبز فاطميه من خط و خال روي سيماي حسينم

اي اهل عالم من نواي نينوايم چون كه اذان گوي مصلاي حسينم

در خلق و خلق و منطق و خيبر گشائي گلواژه دست تولاي حسينم

چون ذوالفقار حيدري دارم به دستم در صحنه ميدان علي را ناز شستم

من شير سرخ بيشه هاي كربلايم من لافتاي حيدر خيبر گشايم

اي اهل عالم من اذان گوي حسينم چون رفته تا اوج فلك موج صدايم

شمع حيسني را من كه من پروانه بودم خوشگل ترين پروانه از پروانه هايم

من نسخه پيچ اشك درمانگاه عشقم من مهر هر نسخه در دارالشفايم

جدم علي حلال كل مشكلات است من هم علي اكبر مشكل گشايم



دارم مدال فاطمي چون روي سينه من اشبه الناسم به زهراي مدينه



من روي قلبم عكس آزادي كشيدم شهد شهادب را به آزادي چشيدم

دل را به دلبر دادم و از دلبرم دل با عشق از بازار آزادي خريدم

من بلبلي هستم كه در گلخانه اشك شهد گل از لبهاي آزادي مكيدم

من جان زينب را به يك لحظه گرفتم چون خون به پاي نخل آزادي چكيدم

زينب صدايم مي زدو من مي دويدم تا اينكه در مقتل به دلدارم رسيدم

من كربلا را كربلا آباد كردم ويرانه كاخ جهل و استبداد كردم

من حجله شادي كنار دجله بستم گل دسته در گلدسته ها بنياد كردم

من هم بلال و هم اذان گوي حسينم در عشقبازي كربلا بيداد كردم

من رهبر يك نسل و فرهنگي جوانم در نينوا دانشكده ايجاد كردم

من هستيم را در خم يك گوشه دادم با نخل دين را با خلوصم شاد كردم



بر لوح قلبم رهبر عرفان نوشته اي عاشقان اين كربلا شهر بهشته



من دوره ديده در نظام ذوالفقارم من غنچه گلهاي باغ هشت و چهارم

چون ذوالفقار حيدري دارم به دستم خيبر گشاي ديگري در روزگارم

من اولين جانباز اردوي حسينم چون انقلاب كربلا را پاسدارم

من زنده كردم نام جدم مرتضي را من اكبرم يا حيدر دلدل سوارم

هرگز ندارم افتخاري بهتر از اين من حجله بسته در بهار كار زارم

_________________
يا حسين
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
foja
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 14 تیر 1386
پست: 161
محل سکونت: dubai blank.gif


Points: 182

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 21:23    عنوان:  سید محمد حسینی پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیحه قشنگی از سید محمد حسینی

http://www.zshare.net/audio/5371031163e3c8fe/

_________________
تا خاک نشدی.... خاکی باش
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email [وضعيت كاربر:آفلاین]
foja
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 14 تیر 1386
پست: 161
محل سکونت: dubai blank.gif


Points: 182

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 21:46    عنوان:  سید محمد حسینی پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

عزای قشنگی ار سید محمد حسینی (عربی. فارسی)..گفت ای مرغ چرا حالا پریشان داری..

http://www.zshare.net/audio/53713303864fa3d8/

_________________
تا خاک نشدی.... خاکی باش
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email [وضعيت كاربر:آفلاین]
foja
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 14 تیر 1386
پست: 161
محل سکونت: dubai blank.gif


Points: 182

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 22:33    عنوان:  محمود کریمی پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

محمود کریمی (عمه سادات بی قراره) محرم امسال

http://www.zshare.net/audio/537150321aa6eec1/

_________________
تا خاک نشدی.... خاکی باش
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email [وضعيت كاربر:آفلاین]
foja
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 14 تیر 1386
پست: 161
محل سکونت: dubai blank.gif


Points: 182

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 23:01    عنوان:  نزار قطری پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

یا مظلوم حسین........نزار

http://www.zshare.net/audio/53716141565b4f63/

_________________
تا خاک نشدی.... خاکی باش
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email [وضعيت كاربر:آفلاین]
foja
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 14 تیر 1386
پست: 161
محل سکونت: dubai blank.gif


Points: 182

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 23:17    عنوان:  نزار قطری پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نزار قطری ..... ای شیعه مگر قتل شه کربلا شد یا ماه عزا شد

و عزای ای دل تنگم عقده ها دارد............

http://www.zshare.net/audio/537169187ce20067/

_________________
تا خاک نشدی.... خاکی باش
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email [وضعيت كاربر:آفلاین]
foja
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 14 تیر 1386
پست: 161
محل سکونت: dubai blank.gif


Points: 182

پست تاریخ: دوشنبه 16 دی 1387 - 23:37    عنوان:  نزار قطری پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

عزای قاسم به میدان میرود الله اکبر....

ای اهل حرم میر علمدار نیامد ............

http://www.zshare.net/audio/53717478d7cf0381/

همه به یاد شهدا وکودکان غزه یک فاتحه بخوانیم..... یا حسین

_________________
تا خاک نشدی.... خاکی باش
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email [وضعيت كاربر:آفلاین]
foja
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 14 تیر 1386
پست: 161
محل سکونت: dubai blank.gif


Points: 182

پست تاریخ: سه‌شنبه 17 دی 1387 - 20:49    عنوان:  اتفاق های تاسوعای حسینی پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

روز تاسوعا

روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، آخرين روزى بود كه امام حسين عليه السلام و يارانش شبانگاه آن را درك كرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت عليهم السلام از اهميت بالايى برخوردار است . مسلمانان تاريخ ساز ايران اسلامى همچون بسياری از مسلمانان سراسر گيتی، اين روز را منتسب به غيرت ا... و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) ميدانند، بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى پردازند.

تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ايثار و ادب و دلاوري و وفا و حقگزاري عباس بن علي(ع) است و با گذشت بيش از هزار و سيصد سال ، هنوز تاريخ، روشن از كرامتهاي اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگي همراه است.

آن سردار فداكار با لبي تشنه و جگري سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردي و وفايش نگذاشت كه او آب بنوشد و امام و اهل ‏بيت و كودكان تشنه كام باشند. لب تشنه از فرات بيرون آمد تا آب را به كودكان برساند.

خود از آب ننوشيد و فرات را تشنه لبهاي خويش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفاي عباس نرسيد. اين ايثار را كجا مي‏توان يافت و اين همه فداكاري مگر در واژه ميگنجد و با كلام قابل بيان است؟

دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و اين دستها براي آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بي بديل فتوّت و مردانگي در تاريخ شد. و چه به حق او را غيرت ا... العظميم ناميده اند.




در اين روز مهم ، چند رويداد سرنوشت ساز در سرزمين كربلا واقع گرديد كه به آن ها اشاره مى كنيم:
1- ورود شمر به كربلا

شمر بن ذى الجوشن كه در دشمنى به اهل بيت عليهم السلام پيش قدم تر از ديگران بود و با حرارت ويژه اى در واقعه كربلا حضور بهم رسانيد، نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد.

پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين عليه السلام خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. او على رغم ميلش يا با امام حسين عليه السلام مى بايست نبرد مى كرد و يا فرماندهى را از دست مى داد و براى هميشه از دست يابى به حكومت رى محروم مى شد.

پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود، ولى حب رياست و هواى نفس ، چنان بر وى غلبه يافته بود كه بدون در نظر گرفتن قيامت و موقعيت دينى و اجتماعى امام حسين عليه السلام و قرابت وى با پيامبر صلى الله عليه و آله ، راه نخست را انتخاب كرد و با اين نيت كه مى توان امام حسين عليه السلام را به شهادت رسانيد ولى پس از آن ، توبه كرد و در پيش ‍ گاه جدش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حكومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسيد، تصميم گرفت كه فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين عليه السلام به نبرد بپردازد. به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.



2 – امان نامه براى ابوالفضل العباس عليه السلام

شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كليدى و پليد واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين عليهاالسلام يعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين عليه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقيقت طلب امام حسين عليه السلام جدا سازد.

ام البنين ، همسر حضرت على عليه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در كربلا حاضر بودند.
حضرت عباس عليه السلام كه بزرگترين آنان است ، از شهرت به سزايى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زيبا، قامت موزون ، دلاورى ، غيرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.

ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين عليه السلام آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟

امام حسين عليه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.

حضرت عباس عليه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين بن على عليه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين عليه السلام برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد.

حضرت عباس عليه السلام كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين عليه السلام دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم . آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله امانى نيست؟

شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنين ، خشمناك شد و به خيمه گاه خويش برگشت . هم چنين روايت شده است : در ميان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام ((عبدالله بن ابى محل بن حزام )) كه برادرزاده ام البنين عليهاالسلام بود. وى هنگامى كه با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در ميان سپاهيان امام حسين عليه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش ((كزمان )) براى آنان ارسال كرد. او ، فرزندان ام البنين عليهاالسلام را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دايى شان باخبر گردانيد. حضرت عباس عليه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دايى ما سلام برسان و بگو كه ما نيازى به امان نامه شما نيست . امان خدا، بهتر است از امان شما.


3- فرمان حمله عمومى

عمر بن سعد، پس از دريافت نامه عبيدالله بن زياد، احساس كرد، اگر در مبارزه با امام حسين عليه السلام تعلل بورزد، موقعيت خويش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسيد. بدين جهت در عصر تاسوعا بدون هيچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام را صادر كرد.

وى با گفتن (( يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى )) تلاش ‍ نمود تا كردار خويش را بايسته جلوه دهد و روحيات متزلزل سپاهيان خويش را تقويت كند، تا مبادا در نبرد با فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراكندگى گردند. سپاه كفر پيشه عمر بن سعد، يك پارچه به حركت درآمده و به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام هجوم آوردند.

امام حسين عليه السلام در اين هنگام خيل عظيم سپاهيان دشمن را در روبروى خيمه هاى خود مشاهده نمود.

آن حضرت ، بلادرنگ برادرش عباس ين على عليه السلام را طلبيد و وى را به همراه بيست تن از ياران فداكارش چون زهير بن قين و حبيب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات كرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جويا گردند. حضرت عباس عليه السلام به همراه ياران امام حسين عليه السلام به سپاهيان دشمن نزديك شد و از سركردگان آنان پرسيد:

منظور شما از اين حركت بى جا و غوغاها چيست؟ آنان پاسخ دادند: از امير عبيدالله بن زياد فرمان آمده است كه بايد بر شما عرضه كنيم و آن اين است كه يا در طاعت او درآييد و با وى بيعت كنيد و يا آماده نبرد سرنوشت ساز باشيد!

حضرت عباس عليه السلام فرمود: پس قدرى تامل كنيد تا من اين گزارش را به سرورم حسين عليه السلام برسانم .

حضرت عباس عليه السلام ، پيام دشمن را به امام عليه السلام رسانيد. امام حسين عليه السلام به وى فرمود: به سوى ايشان برو و از آنان مهلت بخواه كه امشب را صبر كنند و كار نبرد را به فردا واگذار كنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بيشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند كه من به راز و نياز با وى و نيايش در درگاهش چه قدر علاقمندم .

حضرت عباس عليه السلام مجددا پيام امام حسين عليه السلام را به دشمن رسانيد. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كارى شده بود و شمر را رقيب خود مى ديد، از درخواست امام حسين عليه السلام سرباز زد و گفت: براى حسين ، ديگر مهلتى نيست !

ليكن برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قيس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض كرده و گفتند: اگر سپاهيان كفر و شرك از ما مهلت مى خواستند، ما دريغ نمى كرديم ولى مهلت دادن به فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دريغ مى ورزيم؟ لازم است او را مهلت دهيد. عمر بن سعد، ناگزير درخواست امام حسين عليه السلام را پذيرفت و پيام داد كه يك شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امير، سر طاعت فرود نياوريد، فيصله كار را به شمشير مى سپاريم . در اين هنگام ، آرامش نسبى حاكم گرديد و هر دو سپاه به خيمه گاه خويش برگشته و منتظر فرا رسيدن روز بعد شدند.

_________________
تا خاک نشدی.... خاکی باش
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email [وضعيت كاربر:آفلاین]
dokhtare_darya
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 31 تیر 1387
پست: 144
محل سکونت: bnd iran.gif


Points: 156

پست تاریخ: سه‌شنبه 17 دی 1387 - 21:03    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

امان از دل زینب
کاروان می رود آهسته و نرم
زینب زیر لب آرام زمزمه می کند حسین
حسین غریبانه زینب را نجوا می کند
آسمان شرمنده کاروان است
و آب .........
رقیه به دور دست خیره می شود و ریز و بی صدا ذکر یا زهرا می گوید
عباس سر به زیر یا حسین می خواند
ام البنین لالایی اصغر را جانسوز تر زمزمه می کند
و باز زینب بی صدا فریاد می زند حسین...حسین....حسین

_________________
زندگی مِثِ یهَ بادِن وا یهَ زوزهَ گم اَبوت
توی آوازهِ یهَ سازن وا یهَ لحظهَ گم اَبوت
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
dokhtare_darya
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 31 تیر 1387
پست: 144
محل سکونت: bnd iran.gif


Points: 156

پست تاریخ: سه‌شنبه 17 دی 1387 - 21:05    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کربلا هم شور و هم عشق من است کربلا سینای من طور من است
کربلا لوحی ز سر اقتدار کربلا یک قطعه از نور خدا
کربلا یعنی تمام دین من عشق من ایمان من آیین من
کربلا یعنی بهشت فاطمه خیمه گاه و قتله گاه و علقمه
کربلا یعنی خیام سوخته دامنی در شعله ها افروخته

_________________
زندگی مِثِ یهَ بادِن وا یهَ زوزهَ گم اَبوت
توی آوازهِ یهَ سازن وا یهَ لحظهَ گم اَبوت
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
gono
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 13 مرداد 1386
پست: 245
محل سکونت: دبي blank.gif


Points: 259

پست تاریخ: پنج‌شنبه 19 دی 1387 - 04:00    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ساقی گفت تا چند انتظار؟

ای حريف لاابالی سر برآر

ای قدح پيما درآ، هويی بزن

گوی چوگانت سرم، گويی بزن

چون بموقع ساقيش در خواست کرد

پير ميخواران ز جا قد راست کرد

زينت افزای بساط نشاتين

سرور و سر خيل مخموران حسين

گفت آنکس را که می جويی منم

باده خواری را که می گويی منم

شرطهايش را يکايک گوش کرد

ساغر می را تمامی نوش کرد

باز گفت از اين شراب خوش گوار

ديگرت گر هست، يک ساغر بيار

_________________
يا حسين
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
gono
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 13 مرداد 1386
پست: 245
محل سکونت: دبي blank.gif


Points: 259

پست تاریخ: پنج‌شنبه 19 دی 1387 - 04:01    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شب پر شور عاشورا ، به دشت کربلا تا سحر ، بیدار و شادانند اصحاب حسین
صوت قرآن و نماز است و مناجات و دعا روشنایی بخش آنان ، نور مهتاب حسین...

گفت با خویشان و با اصحاب خود آن شب امام چون که فردا ، روبرو با لشگر دشمن شوم
جز شهادت نیست راه دیگری در این قیام دوست دارم ، کشته در این راه ، تنها من شوم

هر که مي‌ترسد ز جان خود ، درین جنگ شدید خیزد و در پرده شب گیرد اکنون راه خویش
هر که مي‌خواهد که فردا ، همرهم گردد شهید عهد بندد با خدایش ، در دل آگاه خویش

یک زبان ، گفتند : هرگز ، ای عزیز فاطمه کی ترا تنها گذاریم و ازین صحرا رویم
نیست ما را یا حسین از این شهادت واهمه ای خوشا ، با رو سپیدی ، ما ازین دنیا رویم

در شب پر شور عاشورا ، به دشت کربلا تا سحر بیدار و شادانند اصحاب حسین
صوت قرآن و نماز است و مناجات و دعا روشنایی بخش آنان ، نور مهتاب حسین ...

سیزده ساله جوانی بود و ،پرسیدش امام : مرگ در پیشت چگونه باشد ای پور حسن ؟
در جواب پیشوایش ، گفت با صد احترام : از عسل شیرین تر است این مرگ خونین پیش من

آن یکی گفتا : اگر هفتاد باره جان دهم زنده گردم ، باز ، در راهت فداکاری کنم
دوست دارم ، جان به راه عترت و قرآن دهم تا نفس دارم ، امام خویش را یاری کنم

یک زبان گفتند : کی امشب به پایان مي‌رسد ؟ کی شود فردا ؟ که جان در یاری قرآن دهیم ؟
جان ما بعد از شهادت ، چون به جانان مي‌رسد کی شود پیش امام خود ، خدایا جان دهیم ... ؟

_________________
يا حسين
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
gono
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 13 مرداد 1386
پست: 245
محل سکونت: دبي blank.gif


Points: 259

پست تاریخ: پنج‌شنبه 19 دی 1387 - 04:01    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع)

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین (ع)

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش از این ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست

اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی‌داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب

ورنه این بي‌حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران،‌پروانگان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به تاج زین نهاده راه‌پیمای عراق

می‌نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بي‌وفا دارد حسین

دشمنانش بي‌امان و دوستانش بي‌وفا

با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مي‌کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب مي‌بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بي‌حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه‌ها و پرده‌ها اشکست و خون

دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه‌ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم بلب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بي‌ریا دارد حسین

_________________
يا حسين
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3 ... 12, 13, 14, 15  بعدی
صفحه 13 از 15

 
پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
(این سایت وابسته به هیچ گروه یا سازمانی نمی باشد)
(کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است)
(بازنشر مطالب،عکسها و ترانه های سایت با ذکر منبع مجاز است)
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.10 ثانیه