Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
Hormozgani: انجمنهای گفتگو

MySite.com :: مشاهده موضوع - دلتنگیهای ...
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست MySite.com » ج- گوناگون

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version
دلتنگیهای ... رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3 ... , 12, 13, 14  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
soad
عضو رسمی
عضو رسمی


عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas iran.gif


Points: 428

پست تاریخ: شنبه 5 دی 1388 - 08:13    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گریه نمی کنم نه اینکه خوبم /نه اینکه دردی نیست /نه اینکه شادم/یک اتفاق نصف نیمه که یکهو میون زندگیم افتاد/گریه نمی کنم نه اینکه سنگم /گریه غرورمو بهم میزنه
خدایا شکرت اما اینجوری رهام نکن تک وتنها /خدایا دستمو بگیر نذا رSad Sad Sad خرد بشم و بشکنم

_________________
غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
dokhte-bandar-dubai
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 13 خرداد 1386
پست: 146
محل سکونت: dubai uae.gif


Points: 162

پست تاریخ: چهار‌شنبه 16 دی 1388 - 05:47    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سعاد نازنینم Sad
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
soad
عضو رسمی
عضو رسمی


عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas iran.gif


Points: 428

پست تاریخ: یکشنبه 15 فروردین 1389 - 20:04    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

یکی بود یکی نبود

اون که بود تو بودی

اون که تو قلب تو نبود من بودم

یکی داشت یکی نداشت

اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم

یکی خواست یکی نخواست

اون که خواست تو بودی اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم

یکی رفت یکی نرفت

اون که رفت تو بودی اون که به جز تو دنبال هیچ کسی نرفت من بودم

_________________
غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
AVZZADEH
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 9 اردیبهشت 1387
پست: 120
محل سکونت: ایران بندرعباس

Points: 134

پست تاریخ: چهار‌شنبه 18 فروردین 1389 - 21:10    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

×××××باتشکرازسعادعزیزوتمامی دوستانی که باوجودعدم حضوربنده این صفحه راازدلتنگی بیرون آورده بودندسپاسگزارم مشکلات عدیده مسافرت ناچارامراازدوستان همیشگی سایت جداکرده بودوحال مجالی است برای جبران ....××××××

شبهای درازبی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است وگنه میبخشد
گیرم که ببخشدزخجالت چه کنم

خدایا نباشم روزی که

به کسی بگویم

بیشتر از خودت دوستت دارم

اما خیانت کنم

و پی هوس دلم برم

نباشم...

و من تمام اين روزهاي تلخ رو

سپر ي مي كنم

به اميد روزي كه

جواب سوالمو

در محضر تو بگيرم

پس تا اون روز صبرم بده

پناه دلخستگان


آنگاه که غرور کسي را له مي کني،

آنگاه که کاخآرزوهاي کسي را ويران ميکني،

آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني،

آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ،

آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي،

آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ،

مي خواهم بدانم،

دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا

کني؟. بسوي کدام قبله نماز مي گزاري...............
تک بیتی های ناب


فقط به خيزش فواره ها نظر كردم فرود آب نديدم ! فريب از اين خوردم

« فاضل نظري »



سلامي صميمي تر از غم نديدم به اندازه غم تو را دوست دارم

« قيصر امين پور »



افسوس بر آن چشم كه با پرتو صد شمع در آينه ات ديد و ندانست كجايي !

« هوشنگ ابتهاج »



عذاب زيستن بدون تو گوشه گيرم كرد بمان ! كه داغ نباريدنت كويرم كرد

« مهدي عابدي »



آيينه اي طلب كن ، تا روي خود ببيني كز حسن خود بماند انگشت در دهانت

« سعدي »



اي رود بمان ، كشت مرا دوري دريا هر چند كه امواج تو دريا شدني نيست !

« احمدي »

_________________
نگیرخرده برماای معتکف چومیدانی
که ماهم گره ای گمشده ازاین معمائیم
http://HamidAvazzadehblogfa.com
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
AVZZADEH
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 9 اردیبهشت 1387
پست: 120
محل سکونت: ایران بندرعباس

Points: 134

پست تاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1389 - 18:00    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گفتگو با خدا ...........
این مطلب رو چند وقت پیش خوندم....... دیدم قشنگه...... گفتم شما هم بخونین........

" خواب ديدم در خواب با خدا گفتگوئي داشتم

خدا گفت:

پس ميخواهي با من گفتگو كني؟

گفتم:

اگر وقت داشته باشيد

خدا لبخند زد

وقت من ابدي است

چه سئوالاتي در ذهن داري، كه ميخواهي از من بپرسي؟

چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي كند؟

خدا پاسخ داد ....

اين كه آنها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند.

عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكي را مي خورند.

اين كه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي كنند.

و بعد پول شان را خرج حفظ سلامتي مي كنند.

اين كه با نگراني نسبت به آينده

زمان حال فراموش شان مي شود.

آنچنان كه ديگر نه در آينده زندگي مي كنند و نه در حال.

اين كه چنان زندگي مي كنند كه گوئي هرگز نخواهند مرد

و چنان مي ميرند كه گوئي هرگز زنده نبوده اند.

خداومد دست هاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساكت مانديم.

بعد پرسيدم ....

به عنوان خالق انسان ها، مي خواهيد آنها چه درس هايي از زندگي را ياد بگيرند؟

خدا با لبخند پاسخ داد،

ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن كرد.

اما مي توان محبوب ديگران شد.

ياد بگيرند كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنند.

ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد،

بلكه كسي است كه نياز كم تري دارد.

ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل كساني كه دوست شان داريم، ايجاد كنيم

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

با بخشيدن، بخشش ياد بگيرند.

ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را عميقاً دوست دارند

اما بلد نيستند احساس شان را ابراز كنند يا نشان دهند.

ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند.

ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران آنها را ببخشند

بلكه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

و ياد بگيرند كه من اينجا هستم،

هميشه ...... "
-------------------------------------------------------------------------------

حرف دل .....
باز در كوچه غم نام تو را مي جويم ....... در بهار ابدي عطر تو را مي بويم .......
باز در زمزمه مبهم اين تابستان ............ چهره غم زده عشق تو را مي جويم ....
هر شب از ياد تو اي روح بزرگ ............. در بيابان چو گلي مي رويم ........
روزگاريست كه من شعر تو را............... با لبي بسته به دل مي گويم ........


--------------------------------------------------------------------------------

در این شب پر از سکوت.....
در اين شب پر از سکوت...... واژه ها ياری ام نميکنند....... کاش تو بودی تا سکوتی مرگبار بر

لحظاتم سايه نمی افکند....... کاش تو بودی تا در دريای مهربانيت غرق ميشدم....... تو زيباترين

ترانه ام هستی......


--------------------------------------------------------------------------------

عید هم گذشت......
سلام...... اول از همه...... اجازه بدین از همه کسائی که....... منو راهنمائی کردن تشکر کنم...... همیشه فکر میکردم...... از رفتنم همه خوشحال میشن....... اینو جدی گفتم....... و اصلا قصد لوس کردن نداشتم..... چون کسائی که منو از نزدیک میشناسن...... میدونن چه سال ننگی رو پشت سر گذاشتم...... شما بهم روحیه دادین........ بازم ممنون........ خب بگذریم........ عید چطور بود....... این همه لحظه شماری کردین که عید بیاد...... اومد و رفت....... دو هفته هم گذشت..... نشستین با خودتون حرف زدین...... برنامتون واسه امسال چیه....... البته اکثر ما آدما..... هرچی خوشبختی هست رو میخوایم...... من به شخصه....... به خدا نمیگم اینو میخوام...... اونو میخوام...... میگم خدایا...... من امتحان دادم...... تلاشم رو کردم...... کمکم کن........ راستشو بخواین....... من از اینکه یه مشکلی واسم پیش بیاد خوشحال میشم...... دوست ندارم همیشه اوضاع....... بر وفق مرادم باشه...... دوست دارم واسم مشکل پیش بیاد.... تا قدر او موقعیت رو بدونم........ خب شاید یه کم بی عقلی باشه..... اما اینکار تجربه زیادی به آدم میده
--------------

سیزده به در نحس نیست .....
جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانه خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحه 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمه ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد. بعد از اسلام چون سيزده تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي درباره نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشته بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشته مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دوره نوروز را به پايان ميرسانيدند.راستی ماسخون بودیم وچیز عجیبی که من امروزدیدم باسالهای دیگر متفاوت بوداینبودکه پاکستانیهای مهاجرهم به سیزده بدرآمده بودندودرباغ ها جاهای باصفا بطوررقت باری تکدی میکردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

_________________
نگیرخرده برماای معتکف چومیدانی
که ماهم گره ای گمشده ازاین معمائیم
http://HamidAvazzadehblogfa.com
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
soad
عضو رسمی
عضو رسمی


عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas iran.gif


Points: 428

پست تاریخ: یکشنبه 29 فروردین 1389 - 19:44    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

[color=darkblue]گرفته را بغض باید شکست
بر آن بغض شکسته اشک باید ریخت
و بر آن اشک ریخته بوسه باید زد
و بوسه به راستی مرهمی است بر دل گرفته.[/color]

_________________
غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
soad
عضو رسمی
عضو رسمی


عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas iran.gif


Points: 428

پست تاریخ: جمعه 31 اردیبهشت 1389 - 05:20    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بی تو من چیستم ؟ ابراندوه .... بی تو سرگردانتر از پژواکم در کوه
......گرد بادم در دشت .... برگ پاییزم در پنجره باد .... بی تو سرگردانتر از نسیم سحرم......بی تو اشکم ، دردم ، اهم
بی تو خاکستر سردم ..... خاموش

_________________
غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
pesar_ammeye_moh3n
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 26 اردیبهشت 1389
پست: 4


Points: 5

پست تاریخ: شنبه 22 خرداد 1389 - 16:38    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام و درود

من دیر اومدم اما به هر حال اومدم . خیلی قشنگن آقا حمید مخصوصاٌ اونجا که گفتی
تو صدای مرا نشنیدی
و من...
هی بالا رفتم ، هی افتادم!
هی بالا رفتم ، هی افتادم ....
تو میدانستی که من از تنهایی و تاریکی می ترسم،
ولی فتیله فانوس نگاهت را پایین کشیدی!
موفق باشی
Rolling Eyes
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
soad
عضو رسمی
عضو رسمی


عضو شده در: 5 بهمن 1385
پست: 406
محل سکونت: bandar abbas iran.gif


Points: 428

پست تاریخ: چهار‌شنبه 9 تیر 1389 - 22:14    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به رسم شهر دلتنگم نگاهم را زیارت کن

نگاه پر نیازم را به چشمانت تو دعوت کن

تو میگفتی اگر رفتم حلالم کن

من هم خدا و عالمی دارم

برو باشد ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است بدان من گریه میکردم

از این دنیا دلم تنگ است من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم

ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن

نگو رفتم خدا حافظ کمی دیگر تحمل کن

_________________
غم هايت را بر شن ها بنويس كه آب ببرد
و شادي هايت را بر سنك تا باك نشود
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
dokhte-bandar-dubai
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 13 خرداد 1386
پست: 146
محل سکونت: dubai uae.gif


Points: 162

پست تاریخ: چهار‌شنبه 23 تیر 1389 - 22:47    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سعاد جان بسیار زیبا نوشته ای
و ممنون اقای عوض زاده خیلی قشنگ بود مطلبی که راجع به گفتگو با خدا بود البته من این مطلب را تقریبا 6 ماه پیش که به زبان عربی به ایمیلم فرستاده بودن.خوندم
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
AVZZADEH
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 9 اردیبهشت 1387
پست: 120
محل سکونت: ایران بندرعباس

Points: 134

پست تاریخ: سه‌شنبه 20 مهر 1389 - 22:30    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

فرصتی دوباره برای ...

شرح +حال+ عاشق
تو مثل راز پاییزی ومن رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم

تو مثل شمعدانی ها پراز رازی و زیبایی

ومن در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تو دریای ترینی ، آبی وآرام وبی پایان

ومن موج گرفتاری اسیر دست طوفانم

تو مثل آسمانی مهربان وآبی وشفاف

ومن درآرزوی قطره های پاک بارانم

نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته

به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم

تو دنیای منی بی انتها وساکت وسر شار

ومن تنها دراین دنیای دوراز غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور ونامعلوم

ومن درحسرت دیدار چشمت رو به پایانم

تو مثل مرهمی به بال بی جان کبوتر ها

ومن هم یک کبوتر تشنه باران درمانم

بمان امشب کنار لحظه های بی قراری من

ببین با تو چه روئیایی ست رنگ شوق چشمانم

شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم

هنوز ازعطر دستانت پراز شوق است دستانم

تو فکر خواب گل هایی که یک شب باد ویران کرد

ومن خواب ترا می بینم ولبخند پنهانم

تو مثل لحظه ی هستی که باران تازه می گیرد

ومن مرغی که ازعشقت فقط بی تاب وحیرانم

تو می آیی ومن گل می دهم درسایه چشمت

وبعد ازتو منم با غصه های قلب می سوزانم

تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد

ومن تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم

شبست ونغمه مهتاب ومرغان سفر کرده

وشاید یک مد کمرنگ ازشعری که می خوانم

تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد

که تو یک شب بگویی ، دوستم داری تو ، می دانم

غروب آخرشعرم پراز آرامش دریاست

ومن امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم

به جان هرچه عاشق توی این دنیای پرغوغاست

قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم

بدون تو شبی تنها وبی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم
دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم .. تو .. پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو .. بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریایی ست کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفان کاش یارای گفتنم باشد
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
دوستت دارم ای تک رویای زندگی من
دوستت دارم ای تنها عشق من توتک چراغ زندگی منی
با من بمان تو آن تک واژه زندگی من هستی
دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک خوشی زندگی منی
با من بمان تو آن تک عشق زندگی من هستی

دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک کلید خوشبختی منی

با من بمان تو آن تک یاردوران تنهایی من هستی

دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک ستاره ی زندگی منی

با من بمان تو آن تک نیاز زندگی من هستی

دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک امید زندگی منی

با من بمان تو آن تک آوای زندگی من هستی

دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک دوست شبهای منی

با من بمان تو تک معنی دهنده ’ زندگی من هستی

دوستت دارم ای تک رویای زندگی من
چشمهایم برای تو

تویی که سرشارترین نگاهم همواره پیشکش تواست

تویی که زیباترین لبخندم همواره هدیه تواست

تویی که صادقانه ترین سخنانم را بی کم و کاست برایت بازگو می کنم

تویی که ساده ترین خواسته هایم را بی کم و کاست از تو می خواهم

تویی که ذره ذره تمامی دنیای مرا از آن خود ساختی

تویی که ذره ذره تمامی وجود مرا تسخیر خود ساختی

تویی که در تمام وجودم شور و عشق را پدید آوردی

تویی که هر لحظه بودنت مرا آرامش است

تویی که تمام زندگی منی ، تویی که شب را برایم ستاره آوردی

تویی که هرگز لحظه ای از خاطرم دور نبوده ای

تویی که می خواهمت ، تویی که نباشی میمیرم

تویی که همه ی منی

منی که بی تو هیچم
زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده بر جان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم ، میزبانی را نشانم میدهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق ، زیر چترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم ، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟
دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطره‌ات طلاست

یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟

عاشقم !

با من ازدواج می‌کنی؟

اشک گفت:

ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!

تو چقدر ساده‌ای

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما

تو مچاله می‌شوی

چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی

پس برو و بی‌خیال باش

عاشقی کجاست!

تو فقط

دستمال باش!

دستمال کاغذی، دلش شکست

گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

در تن سفید و نازکش دوید

خونِ درد

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد

مثل تکه‌ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت

چون که در میان قلب خود

دانه‌های اشک کاشت


حمیدعوض زاده
7ماه از40 سالگیم هم گذشت.....

_________________
نگیرخرده برماای معتکف چومیدانی
که ماهم گره ای گمشده ازاین معمائیم
http://HamidAvazzadehblogfa.com
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
nooh
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 11 فروردین 1387
پست: 106
محل سکونت: bNd blank.gif


Points: 156

پست تاریخ: چهار‌شنبه 28 مهر 1389 - 09:28    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در شهر خرابات كسی پیر نشد از خوردن ادمی زمین سیر نشد گفتیم جوانیم به پیری برسیم توبه كنیم از بس كه جوان مرد كسی پیر نشد
_________________
/0
[]/
IL
اقا اجازه ؟؟؟!

ما شما رو خیلی دوس داریم
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
AVZZADEH
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 9 اردیبهشت 1387
پست: 120
محل سکونت: ایران بندرعباس

Points: 134

پست تاریخ: جمعه 14 آبان 1389 - 17:00    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

آرزو

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دست کم یکی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند

چون این کارِ ساده ای است،

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند

و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان که هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم حیوانی را نوازش کنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.

چرا که به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم.


"ویکتورهوگو"

_________________
نگیرخرده برماای معتکف چومیدانی
که ماهم گره ای گمشده ازاین معمائیم
http://HamidAvazzadehblogfa.com
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
nooh
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 11 فروردین 1387
پست: 106
محل سکونت: bNd blank.gif


Points: 156

پست تاریخ: شنبه 15 آبان 1389 - 03:01    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

Very Happy
_________________
/0
[]/
IL
اقا اجازه ؟؟؟!

ما شما رو خیلی دوس داریم
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
AVZZADEH
عضو جدید
عضو جدید


عضو شده در: 9 اردیبهشت 1387
پست: 120
محل سکونت: ایران بندرعباس

Points: 134

پست تاریخ: دوشنبه 17 آبان 1389 - 19:12    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

فرشته های زمینی


قد می کشم
پنداری به سقف آسمان نزدیکتر می شوم
اما...
تا چه اندازه اینجا بوی زمین می آید!
خوب می دانم
سالهاست در جست و جوی هیچ...گم شده ام در هیاهو
و جا مانده ام از دلخوشی ها
و چشم خورده ام
و تکه تکه
از دست رفته ام...!

------------------------------


.ن.1 : زمینی تر شده ام و چقدر دلم تنگ است برای پرواز ....

پ.ن.2: كافي ست بالهاي پروازت، پر پر شوند ....

پ.ن.3: يك قيچي كافي ست ....


--------------------------


تو ومن


راستی! بگذار همینگونه کودکانه بماند،

خنده های گه گاه!

بیا بزرگ نشویم...

بیا قرار بگذاریم

من و تو!

غم های بزرگانه را

دچار نشویم.

---------------------------



تنهایی شب

وقتي تو تنهايي شب گم ميشدم

ماه شب شكن نبود

ميان اين شب مانده ها كسي به فكر من نبود

وقتي تو تنهايي شب گم مي شدم

هم خونه خواب گلدون پر از گل مي ديد

همسايه از روياي خواب دسته دسته گل خنده مي چيد

آواز خون خيابانها نغمه هاش و از ياد برده بود

روشنايي ها خوابيده بودن نورشون و باد برده بود

آخ اگه شب بلوري بود

گل به ماه مي زدم

شكسته آيينه ي بلور شب

كلش تير خورشيد مي شدم

آخ اگه مرگ امون ميداد دوباره نسيم مي شدم

تو كوچه هاي خسته ي شب هم دم روشنايي مي شدم

آخه كه تو درياي شب آتيش گرفتم كسي نديد

تو قيامت و تنهايي شب كسي به داد من نرسيد

وقتي تو تنهايي شب گم مي شدم

دلم مي خواست كه نور بشم

رو سياهي هاي ماتم زده دست نوازش بكشم

دلم مي خوست آشتي بدم بين تاريكي و روشنايي

روشنايي مهربون و ببرم به خونه هاي تاريك


--------------------------------------------------------------------------------

خدا نگهدار عزيزم...

خدا نگهدار عزيزم

خدا نگهدار عزيزم اما نميشه باورم

توي چشام نگاه نكن اين لحظه هاي آخرم

مي رم ولي اين و بدون جشم انتظارت مي شينم

مي رم ولي گريه نكن نذار از عشقت بميرم

شايد تو اوج بي كسي با خاطره هات آروم بگيرم

مي رم ولي بدون يكي خيلي تو رو دوست داره

يكي كه از دوري تو سر به بيابون مي ذاره

خدا نگهدار عزيزم دارم مي رم از اين ديار

اينجا كسي منو نخواست توام منو تنها بذار

اينجا غريب بودم ولي هيچكي نپرسيد از كجاست

مسافرم بايد برم گريه نكن خدا نخواد

غريب بودم نامردوما تو رو ازم روبودنت

مي رم ولي بدون فقط تويي دليل بودنم

مي رم ولي اين و بدون جشم انتظارت مي شينم

مي رم ولي گريه نكن نذار از عشقت بميرم

شايد تو اوج بي كسي با خاطره هات آروم بگيرم

مي رم ولي بدون يكي خيلي تو رو دوست داره

يكي كه از دوري تو سر به بيابون مي ذاره

خدا نگهدار عزيزم...




--------------------------------------------------------------------------------

سایه های غم

یه روزی تو سایه های غم منو تنها گذاشتی

ولی باز باور نداشتی دوست دارم

یادته بهت می گفتم که فقط من تو رو دارم

ولی باز باور نداشتی که دوست دارم

همه ی قول وقراراهات یاده من هست

همه ی خاطره هات همراه من هست

هنوزم عکسی که یادگاری دادی

موقع تنهایی هم زبون من هست

عزیزم خدا نگه دار تو برو سفر سلامت

سرنوشت من همینه این واسه من شده عادت

تو برو ولی نگاهت هنوزم توی نگاهته

که همش بهم می گفتی عشقت آخرین پناهمه...




--------------------------------------------------------------------------------

بازی روزگار


بازي روزگار را نمي فهمم!

من تو را دوست مي دارم.

تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم


--------------------------------------------------------------------------------

قلب شیشه ای

بر دیوار شیشه ای قلبم آویزی آویخته ام

آن طرف تر قاب عکسی بس پوسیده

وآن طرف تر پنجره ای از جنس بلور

اما چه فایده که قلب شیشه ایم هرگز در ندارد...

--------------------------------------------------------------------------------

محبت و ناز

یکی محبت میکنه اون یکی ناز:

اونی که ناز میکنه

همیشه محبت میبینه

اونی که محبت میکنه

همیشه تنهای تنهاست


تنهایی های یک اهلی لال

--------------------

انار

لیلی زیر درخت انار نشست

درخت انار عاشق شد ُ گل داد ُ سرخ سرخ

گلها انار شد ُ داغ داغ ُ هر اناری هزار تا دانه داشت

دانه ها عاشق بودند ُ دانه ها توی انار جا نمیشدند.

انارکوچک بود . دانه ها ترکیدند . انار ترک برداشت .

خون انار روی دست لیلی چکید .

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید . مجنون به لیلی اش رسید .

خدا گفت :راز رسیدن فقط همین بود

کافی است انار دلت ترک بخورد .

(عرفان نظر اهاری )


شاید خدا!

ترجیح میدم روی موتور سیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه تو کلیسا باشم و به موتور سیکلتم فکر کنم . (مار لون براندو)

ترجیح میدم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مردم بفهمم که نیست تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مردم بفهمم که خدا هست . (آلبر کامو)

وقتی به آسمان نگاه میکنید مگویید خدا در دل من است بلکه بگویید من در دل خدا هستم . (جبران خلیل جبران)

----------------


خسته ام...

خسته ام ...

دیگه حال راه رفتن ندارم ...

به دنبال شازده کو چولو میگردم ...

ندیدیش؟!

-------------

تهران 16دی1366نیاوران
درحالی این مطالب رامینویسم که موسی کمالی دوست عزیزم درکنارم خوابیده وازسرمادرخودپیچیده شده.....
مه !
از پشت شیشه مه گرفته دلم به هوای بیرون نگاه میکنم ... چه برف زیبایی ... دونه های ریز ریز برف با چه شتابی به دل زمین می آیند و با هر قدم عابری له و نابود میشوند .. ببین که امروز و امشب دنیا با تموم سیاهی و پلیدی اش چطور رنگ سفید به خودش گرفته و مدعی شده که افکار زائدش رو زیر این دونه های سبک تر از پر برف منجمد کرده ... میشه تعبیر زیبایی از این اتفاق نو داشت میشه دلتنگ بود و در عین این دلتنگی به زیبایی این شب تیره ئ امید وار اندیشید ... شاید که زمستان با تموم لذت و زیبایی اش برای عده ای ناراحت کننده باشه اما برای من عین زندگی است . زندگی ای که یخ کرده و همه چیزش در خواب زمستانیه خوابی که در پس این تاریکی و نیستی شکوفا شدن و بیداری نهفته است .
با انگشت روی شیشه مه گرفته اتاقم میکشم چه زجه ای، چه صدای پر دردی ،چه گریه آرومی ...این پنجره هم چه بی صدا شکست ....
"ها" "ها" با صدای بلند تری "ها " میکنم با چه سرعتی همه چیز محو میشوند همه چیز مثل این بخار های سرد وجودم بی صدا میشکنند و ناپدید می شوند و فقط ردی از خاطره های سیاه و روشن به جا میگذارند .آخ که چقدر دلم سیاه است .. چقدر دلتنگم ...
این روزها عجیب دنبال دنیای کودکی ام در کوچه های بن بست ذهنم پرسه پرسه میزنم و با دستهایی خالی از احساس ، سرد و منجمد بر میگردم ...
به آدم هایی که اون پایین در هیا هوی رفت و آمدند نگاه میکنم ... به دنبال چه هستند ، چرا این اندازه عجله ، چرا این همه آشفتگی ... چه لحظه سردی ... همه چیز برای رها شدن از این همه سردی در تکاپوی رفتن است و من آرام و بی صدا منزوی این پنجره و هیاهوی بیرون ام .... اکنون نیازمند جرعه ای تحرک و بودنم که این درون بی صدایم را به جنب و جوش در آورم و برمو برم و رها بشم از دلتنگی و تاریکی این دنیای مه آلود ...
این نگاه بهت زده بهم میگه که بخند ، بخند ، زورکی بخند و گریه امانم را بی امان میکند... چشم هایم را به رو ی این دنیای منجمد و پر از هیاهو می بندم و در دنیای تاریک خودم قدم می زنم و به نا کجا آباد درونم گره محکمی میزنم به گذشته و خدا حافظ ....

_________________
نگیرخرده برماای معتکف چومیدانی
که ماهم گره ای گمشده ازاین معمائیم
http://HamidAvazzadehblogfa.com
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر [وضعيت كاربر:آفلاین]
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3 ... , 12, 13, 14  بعدی
صفحه 13 از 14

 
پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
(این سایت وابسته به هیچ گروه یا سازمانی نمی باشد)
(کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است)
(بازنشر مطالب،عکسها و ترانه های سایت با ذکر منبع مجاز است)
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.10 ثانیه