می خواهم دردها را فریاد بزنم
.

روی عکس کلیک و گفتگو را در صفحه بعد بخوانید .
علاقه و هدف من شعر و ترانه بوده و هست . کار اولم را فکر می کنم از سال 1359 شروع کردم که در مدرسه راهنمایی سامپور تحصیل می کردم . شعری داشتم که لو تیو ( کنار ساحل ) نام داشت که حدودا دوازده ساله بودم . معلم علومی داشتم به نام آقای معقولی که بسیار مرا تشویق می کرد . وقتی به گذشته بر می گردم احساس می کنم اشعارم حال و هوای محلی خودم را دارد و در حال حاضر هدفم از شعر گفتن این است که شعرم باعث پیشرفت باشد ، جنبه مثبت داشته باشد و انسان را به یاد خداوند بیندازد .
با کسانی که دوستی داشته ام و دارم مرحوم ناصر عبداللهی صالح سنگبر و همچنین آقایان بهمنی و قویدل هستند که ارتباط خانوادگی داریم . در حال حاضر هم در دانشگاه تحصیل می کنم در رشته علوم ارتباطات شاخه روزنامه نگاری و بیشتر اوقاتم به این امر اختصاص دارد .
با آقای جهانگیر الماسی ( کارگردان ) کار کرده ام . با گروه ریچاک و آقای امین بلوچی هم در کنسر تی شرکت کرده ام که دو تا از ترانه هایم را آنجا اجرا کردم . یکی به نام شیمبا بوده است که برای سریال تلویزیونی اجرا کرده بودم که اتفاقا به نام مسافر سحر از سیما هم پخش شد . این کار در مورد مبارزه با اعتیاد و قاچاق بوده است . در حال حاضر هم چند ترانه هم با آقای سعید دیالمه کار می کنم .
با آقای غلامرضا صنعتگر کار کرده ام مانند ترانه ماشاءالله به جوان بندری و از خواننده های قدیم بندری هم مرحوم ناصر عبداللهی بوده اند که ترانه بره بره و اگه متونسته از من بوده اند .
من قبلا گیتار کردم و در حدی که بتونم ترانه های خودم را با آن تنظیم کنم و همانطور که گفتم هدف اصلی من شعر بوده است و دوست دارم شعرهایم اثرگذار باشند . شعرهایی را در گذشته سرودهام که امروزه دیگر علاقه ای به آنها ندارم و دوست هم ندارم حتی به آنها فکر کنم .
ترانه هایم بدون اجازه و اطلاع اجرا شده اند ، در کمال نارضایتی همیشه سکوت کرده ام . یک مدت از این فضا فاصله گرفتم چون حس می کردم باید از لحاظ شعر و ترانه پخته تر شوم و اثر گذار باشم.
شغلم آزاد است
دو دختر دارم
در مورد ترانه در هرمزگان نظر من این است که اجرا شدن هر نوع کاری به اسم هرمزگان و هرمزگانی درست نیست زیرا جایگاه هرمزگان بالاتر از این حرفهاست . از لحاظ موسیقی و مطرح شدنمان در کشور با حضور اشخاصی مثل آقایان رضا صادقی و غلامرضا صنعتگر و در راس آنها مرحوم ناصر عبداللهی ، موسیقی هرمزگان نسبت به سابق بیشتر و بهتر معرفی شده است البته در گذشته هم هنرمندان خوبی به ویژه در موسیقی فولکلور داشته ایم .
در زمینه موسیقی فولکلور اوضاع مناسبی نداریم گذشته خیلی بهتر بودیم ما باید طبق شرایط و گذشت زمان حرکت کنیم .
به عقیده من هر حرف و کاری که انسان بزند باید نتیجه ای در بر داشته یاشد به همین خاطر من جنس ترانه هایم را نسبت به سابق تغییر داده ام و رویه دیگری را پیش گرفته ام که این روال را از دهه هفتاد به بعد پیش گرفتم . موسیقی و ترانه بسیار ظریف هستند با یک کلمه می توان خیلی چیزها را تغییر داد ، خیلی اخلاقها ، خیلی شرایط ، خیلی باورها پس بهتر است چیز خوبی ارائه شود ، به درد بخور باشد ، باری از دوش مردم بردارد .
عقیده دارم همیشه باید کارهای متفاوت را اجرا کرد . یک جاهایی باید سنت شکنی کرد ، با وجود این تفکر کارهای موسیقی ام نیز سبک خاصی شده اند مثلا کار شیمبا یک کار خاص است ، کلمه شیمبا الهام گرفته از نام یک ساز کوبه ای قدیمی محلی است که زمانهای قدیم می نواختند . این ساز را بین پاهای خودشان قرار می دادند و معروف بود به شم پا که من در ترانه خودم آن را یه شیمبا تغییر دادم .
در آن زمان جوانان بندرعباسی روی قضیه قاچاق قربانی دریا می شدند برخی از آنها تحصیلات خود را رها و این پیشه کاذب را دنبال می کردند و بسیار رایج شده بود و هدف به تصویر کشیدن معضلات بوده است .
کاری به قضاوت دیگران ندارم من در واقع با سرودن این ترانه ها خود سازی را از خودم شروع کردم .
برخی از ترانه ها بار منفی دارند و متاسفانه کم هم نیستند .
خیلیها به من اعتراض می کنند که چرا مضمون ترانه هایم اینگونه است و من هدفم از ترانه سرودن چیز دیگری است می خواهم معضلات شهرم و استانم را در قالب ترانه بیان کنم ، دردها را فریاد بزنم .
من بیشتر با کسانی کار می کنم که همفکر باشیم . با بچه های بندرعباس با همه می توانم کار کنم . صداقت و پاکی را در دلهای این بچه ها کاملا می توانی حس کنی . من اعتقادی به زشتی و زیبایی صدا ندارم ، محتوا برایم مهمتر است . به عنوان مثال هدفم از سروده ترانه بره بره این بود که کلمه شلوار شک و زری ( نوعی شلوارزنانه محلی هرمزگان ) را در آن بگنجانم تا این کلمه به نوعی حفظ شود .
در پایان ضمن تشکر از سایت هرمزگانی دات نت برای همه هنرمندان و هرمزگانیها آرزوی موفقیت و بهروزی دارم .
هرمزگانی دات نت