گپ و گفتي با مهدي عطايي
تاریخ : دوشنبه، 17 دی، 1386
موضوع : مقالات


چه خوب است ابراهيم پشتكوهي جوان بيايد نمايش بنويسد ، حبيب زاده كارگرداني كند و من هم بازي كنم.


 علي اكسير-خبرنگار :هنر كم و بيش با كار بشر پديد آمده است و عمري همسان با آن دارد. هنر شكلي از كار است و كار ويژه انسان . شايد بطور كلي نتوان به نتيجه رسيد كه اول عمل بود يا نظر . اما گوته معتقد است نخست عمل بود. واژه ي هنر در بيشتر زبانها بر كنش و فن دلالت دارد و با استعداد عملي انسان مناسبت پيدا مي كند. (Art  در انگليسي و فرانسه و Kunst   در آلماني) هنر كه از پاره اي « هو » و «نر» به معني نيكي انسان است نيز يك اصل كلي به معني رفتار مايه مي گيرد . هنر در گذشته ها به حقايقي از زندگي تجسم مي بخشيد و اينك به جبنه هاي ارزشي زندگي توجه دارد و نه تنها به آنچه هست و بايد باشد مي نگرد، بلكه به آنچه امكان بودن دارد. مي انديشد تئاتر هنري ماندگار است كه سابقه اش همزاد زندگي بشر است . از زماني كه انسان براي تامين نيازهاي خود آتش را شناخت، رقص و پايكوبي كرد و به شكار پرداخت نمايش و تئاتر نيز آغاز شد...

استان هرمزگان در زمينه هنر نمايش سابقه درخشاني در كارنامه خود دارد و البته هنرمنداني كه امروز در همين حوالي زندگي مي كنند. مهدي عطايي دريايي يكي از خاك خوردگان عرصه نمايش است. مردي كه در سه شنبه روزي از پاييز ۱۳۳۶ در اين استان جنوبي ديده به جهان گشوده است. پدرش كارمند رسمي اداره گمرك بود و مادرش خانه دار . . . .

 روی عکس کلیک و ادامه متن را در صفحه بعد بخوانید . . .



مهدي عطايي را مي خواهم استاد بنامم چون بارها در كلاس درس او تئاتر آموخته ام و البته يادم نمي رود در يكي از همين كلاس ها تكليف را انجام نداده بودم .خلاصه نمايشي از برشت بود . آنروز از كلاس اخراج شدم ... امروز در كسوت يك شاگرد با او به گفت و گو نشستم تا از سوابق هنري او بدانم ماحصل اين گپ و گفت را مرور مي كنيم:

 سن هنري مهدي عطايي چقدر است؟

ج ـ ۳۳ سال پيش يعني از سال ۱۳۵۳با نمايش «گلدونه خانم» وارد عرصه هنر شدم . نمايش باقرآباد به كارگرداني جواد سميعيان و نويسندگي اسماعيل خلج اولين كار  بود كه در آن ايفاي نقش كردم. 

: استاد، از آن سالها و تئاترش بگوييد؟

ج ـ در سال ۵۴ با جواد سميعيان نمايش خانه باراني را شروع كردم . البته آن زمان سميعيان سه تا سه تا كار مي كرد . يعني سه نمايش آماده مي كرد. و هر شب ما دو اجرا داشتيم .« خانه باراني، گلدونه خانم و حالت چطوره مش رحيم » و نمايش عروسي مريم را در سالن خانه فرهنگ سابق به روي صحنه برويم . داغ سنگيني بود كه دل هنرمندان را به درد آورد آنهم اين بود كه سالن را بعدها از هنرمندان گرفتند. الان هم هيچ استفاده اي از آن نمي شود. و اين باعث ركورد تئاتر در آن دوره شد .

استاد، مهدي عطايي چگونه وارد عرصه نويسندگي شد؟

ج ـ جواد سيميعان كه از بندر رفت، من دست به قلم شدم. آن زمان گروه «گشر» را تشكيل داديم. محمد ضعيغي، خانم پور اسماعيلي ، علي پور اسماعيلي و چند نفر ديگر بودند.

اولين نمايش «پنالو» بود كه خودم نوشتم. اين نمايش در سال ۵۴-۵۵  براي جشن هنر شيراز برگزيده شد. اين نمايش را بعد از خودم غلامعباس سنگرزاده در مجموعه بركه ها اجرا كرد آن زمان اولين روزي بود كه مجموعه بركه ها با اجراي اين نمايش افتتاح شد. مدير كل وقت فرهنگ و ارشاد مي گفت من مي توانم گروه نمايش غير بومي بياورم براي افتتاح مجموعه بركه ها . اما چون شما خوب كار مي كنيد مي خواهم از هنرمندان بومي استفاده كنم.

بعد از «پنالو» نمايش «پاتلن وكيل» (دست بالاي دست) را بازي كردم. نمايش بلبل سرگشته اثر علي نصريان را با علي سنگرزاده، معصومه قاصد ،رضا رمضاني و خانم مرادي در مجموعه بركه ها اجرا كرديم.

البته علي نصريان كه آن زمان رييس اداره تئاتر ايران بود و دبير جشنواره هنر شيراز با دعوت نامه كتبي نصريان نمايش پنالو به اين جشنواره راه يافت.

‌: بعد از سال 57  چي شد؟ ديگه كار نكرديد؟

ج ـ چرا ، در فروردين ۵۸ گروه توحيد را تشكيل داريم . البته دو سال قبل از آن هيچ كاري انجام ندادم . محمد علي قويدل، آقايان رزم، هنروري و محمد ضعیفي عضو گروه بودند. 

 دراين دوره فقط نمايش كار كرديد؟

ج - نه، چهارتا فيلم ساختم كه براي جشنواره آزاد مشهد انتخاب شد. گزارش يا نطق، بي بري (مستد)، فقط يك راه و سرانجام.

خانه ما جايي بود كه هميشه فيلم برداري بود. منصور نعيمي كه مسئول سينماي آزاد بود خيلي كمكم كرد بايد از او تشكر كنم كه كليه امكانات را براي ساخت فيلم در اختيارم گذاشت.بعد از آن در اوايل انقلاب اسلامي نمايش ثوره را كار كردم.

 استاد، مي گن شما جبهه هم رفتيد؟

ج - (با خنده) سال ۶۴ بود. مدتي جزيره فاو بودم. بعد از آن براي ادامه تحصيل در رشته فلسفه و معارف اسلامي به دانشگاه تربيت معلم تهران رفتم.

: آنجا فعاليت هنري نداشتيد؟ 

 ج - در زمان تحصيل گروه تئاتر تربيت معلم را پي ريزي كرديم. نمايش «رستگار كعبه» را نوشتم كه در سال۶۸ در جشنواره نمايش نويسي دانشجويي رتبه برتر را كسب كرد مجوز چاپ هم گرفت كه هنوز فرصت نكردم. ۱۲ جايزه هم از جشنواره هاي ديگري كسب كرد. بعد از آن نمايش ۷ شب باران كه سورئال بود را نوشتم. نمايش «تشنه» كه برداشتي از جريان زندگي حضرت علي (ع) و قطام بود. نمايش ماجراي فرمانده اي بود كه بانويي از او مي خواست براي زندگي با او چشم حيدر را برايش بياورد. اين نمايش توسط هنرمندان رودان اجرا شد جشنواره استاني سال ۷۴ بود.

 

: بعد از پايان تحصيل و آمدن به بندرعباس چه فعاليتي داشتيد؟ 

ج - در هيات امناي انجمن نمايش بندرعباس شركت داشتم. احمد حبيب زاده، فريدون فاضلي و سياوش گرمساري هم بودند. من نايب رييس انجمن شدم. در اين دوره نمايش « چهارمين نامه» جمشيد خانيان را براي جشنواره استاني كاركردم. نمايش «قاسم» را نوشته بودم كه فارسي بود. اما مي خواستم با لهجه بندري اجرا كنم . مي ترسيدم جواب ندهد. اما با همكاري بازيگران اجرا كردم كه به جشنواره منطقه اي كرمان راه يافت. اين اولين بار بود كه گروهي از بندر به منطقه اي مي رفت (با خنده) چون مينابي ها تئاتر را گرفته بودند و هر سال آنها مي رفتند. متن را براي جشنواره فجر ارسال كردم كه پذيرفته شد. اما در شب قبل از اجرا در حين تمرين مرحوم معصومه كمالي شمشير به صورتش خورد و به بيمارستان رفت و اجرا عقب افتاد. در سال ۷۴ نمايش «زينب» را در جشنواره استاني اجرا كرديم. تماشاگران استقبال زيادي كردند. اما در حين اجرا متاسفانه داوران حضور نداشتند و فرشته حكمت و يونس آبسالان و يك نفر ديگر داور بودند اما رفته بودند قشم و ۱۲ شب آمدند. ما مجبور بوديم آن موقع شب براي برادران اجرا كنم !! در حق ما ظلم شد. با معاون فرهنگي وقت تلفني دعوا كردم. اما چه فايده! البته اين نمايش را سال ۷۶ براي پايان نامه ام اجرا كردم.

: مخاطبان آن زمان از تئاتر استقبال مي كردند؟

ج - وضعيت تئاتر در آن سالها بسيار خوب بود و ارتباط هنرمند با مخاطب و اتصال مخاطب از تئاتر مطبوعات هم حمايت مي كردند. اما در حال حاضر ارتباط با مخاطب به هر دليلي قطع شده است. البته اگر از نمايش استقبال نمي شود مقصر هنرمند نيست. تبليغات و حمايت از نمايش توسط متوليان هم مهم است.

شما مسوول انجمن نمايش استان هستيد. برخي مي گويند شما به گروه هاي خاصي توجه داريد.

ج) - ما به همه فرصت كاركردن داده ايم. جا براي كاركردن همه هست. اگر كسي آمده كار كند ما جلويش را گرفته ايم بيايد بگويد. اگر كساني خودشان ضعيف هستند و نمي توانند كار كنند مشكل از آنهاست كه حرفي براي گفتن ندارند. به پيشكسوتان توصيه مي كنم وارد عرصه شوند و رابطه خود را با جوانان بيشتر كنند. چه خوب است ابراهيم پشتكوهي جوان بيايد نمايش بنويسد. حبيب زاده كارگرداني كند و من هم بازي كنم. بايد گفت: هر اتفاقي در تئاتر بيفتد ما مسئول هستيم. در انجمن با آغوشي باز از همه پيشكسوتان استقبال مي كنيم. كساني كه الان كار نمي كنند ضعف از خودشان است چون نمي توانند قويتر از جوانان كار كنند.

خانه عروسك و ماه غريبستان آخرين آثار شما بود؟

ج) -  خانه عروسك يك اتود سه ساله بود كه البته كند پيش مي رفت ماه غريبستان از نظر من يك نمايش بود نه تئاتر.

اين نمايش از طرف انجمن قرآن و نهج البلاغه به من پيشنهاد شد كه هزينه آن ۴ ميليون تومان برآورد شد. اين نمايش يك ضرورت بود و بر خلاف ميل خودم. بايد جوانان استان ثابت مي كردند توانايي اجراي چنين كارهايي را دارند. نه اينكه از خارج استان هنرمند بياوريم. از لحاظ اجرا در فاز خودش اثر قابل قبولي است. اين هم يك شكل از نمايش است. مثل نمايش رو حوضي البته از تكنيك تعزيه استفاده كردم.ضمن آنكه كارگردان را هم خودم انتخاب كردم. ۳ ميليون پول اداره ارشاد داد كه يك ميليون ديگر را هنوز نداده اند .

: استاد يعني از حساب انجمن پول صرف اين اجرا نشد؟

ج) - نه هزينه آن توسط اداره ارشاد (انجمن قرآن و نهج البلاغه) پرداخت شد. در حساب انجمن جز ۲۴۰۰۰  تومان هيچ پولي نيست. مقصر اداره ارشاد هرمزگان نيست. مشكل از مركز است كه بودجه نمي دهند. 

مديريت ارشاد كمكي هم كرده است؟

ج) - با آمدن همايون اميرزاده در راس امور، فضا نسبت به قبل بازتر شده و وي در حد توان كمك كرده است. اگر تئاتر تكاني خورده، مديون حمايت اميرزاده هم هست . 

: از مجموعه بركه ها صحبت كرديم. چرا در حال حاضر از آن استفاده نمي شود؟

ج) - مجموعه بركه ها، سالن خانه فرهنگ ، سالن بسيج در ۲۲ بهمن همه اينها بلا استفاده مانده است بايد نسل جديد و امروز را با هنر تئاتر آشتي داد.حفظ كردن اسامي و بازي با كلمات متاسفانه باعث شده كه عده اي فكر كنند پرداختن به عناصر فرهنگي و بومي كليشه شده اما اينطور نيست. بايد اين سالنها بخصوص مجموعه بركه ها باز سازي كرد... اين مجموعه جاي خوبي است و تا حدودي استاندارد هم هست. بايد سنت ها را به مدرنيته تبديل كرد. و تئاتر را از دولتي بودن رهانيد. بايد فرصت داد تا جوانان تجربه كنند. همين.

گفتگوي ما با استاد عطايي به درازا كشيد. استاد خسته بود. تازه كلاس درس را رها كرده بود كه با هم مصاحبه كرديم. فرصت نشد درباره فعاليت وي در صدا و سيما بپرسيم.قول گرفتم كه در فرصت بعد در اين باره به گفت و گو بنشينم. استاد رفت. ما هم و البته هنوز ديالوگ هاي ماهو و قاسم و زينب در ذهنم مانده است. نقش هايي كه جز تاريخ هنر استان شده اند. ماندگار و دوست داشتنی . 

علی اکسیر - خبرنگار







منبع این مقاله : Hormozgani
http://www.hormozgani.net

آدرس این مطلب :
http://www.hormozgani.net/article331.htmlhttp://www.hormozgani.net/modules.php?name=News&file=article&sid=331

INP_Nuke © IranNuke.com