محمد ذوالفقاری : مسافری برای همه سفرها

از این تاریخ / من محمد ذوالفقاری چشمهای توام / خیلی راحت توی دلم می بینی چشمهایتم »
محمد ذوالفقاری ام - متولد 1356 بندرعباس
از سال 75 شروع کردم به نوشتن - همان سالها بود که وارد انجمن شعر استان شدم / و همانجا بود که با آقایان بهمنی / موسا بندری / سعید آرمات و محمد حسن مرتجا آشنا شدم و این آشنایی توانست فرصت خوبی برای استفاده از تجربیات آنها برایم فراهم آورد و در واقع راهنمایی ها و تشویقهای این عزیزان بود که باعث شد شعر را به صورت جدی دنبال کنم . . . ادامه متن
تا این که در سال 81 اولین مجموعه شعرم را با عنوان « با این تفاصیل نه اسب - نه دختر » به چاپ رساندم که فکر می کنم کتاب موفقی شد چون سرشار بود از حس - انرژی - استعداد و بارزتر از همه جسارت که از مهمترین ویژگی های یک شاعر است
بعد از چاپ دفتر اول شعرم به این فکرافتادم یعنی در واقع خود را مکلف کردم در کنار کار خلاقه و شعر یک سری تحقیقات راجع به ادبیات فلکلوریک انجام دهم / که شروع کردم به جمع آوری و تحقیق ترانه های اصیل بومی به خصوص زندگی و ترانه های نصرک / که حاصل این دو کتاب « ای سیاه زنگی » و « در محله ی خاموشان » است . . .
= : آقای ذوالفقاری اشاره به تکلیف و موظف شدن کردید چه هدف و به طور کلی تر چه انگیزه ای شما را مکلف به انجام این تحقیق نمود؟
- خب من از بچگی عاشق موسیقی به خصوص موسیقی بومی بودم و فکر می کنم واضح است منظورم موسیقی همراه با ترانه می باشد - ترانه هایی که به ما و زندگی ما و آداب و رسوم و اعتقادات ما چفت بوده اند - چون آن ترانه ها عمقی و ریشه ی اصلی فرهنگ ما هستند و برای همین هم است که تا حالا ماندگار بوده اند . این که این روزها اغلب آنها از بین رفته یا از یاد می روند به این فکر افتادم برای حفظ این ارزشها آنها را مکتوب کنم و علت دیگر این کار به تاراج رفتن این فرهنگ بود که کم در کشورهای خلیج این کار نمی کنند و حتا در همین مملکت . به عنوان مثال خواننده ی بوشهری ( محمود جهان ) مگر خیلی از آهنگ ها و ترانه های ما را اجرا و با کمال پررویی به نام خود ثبت نمی کند ؟ خلاصه عشق و علاقه ی بنده به این فرهنگ و مردم انگیزه ی بنده را به این مهم چند چندان کرد . البته قبل از بنده آقای ارسلان عطایی یکسری از ترانه های نصرک را مکتوب کرده بود که متاسفانه بعد از مرگش معلوم نشد دست کی افتاد و به هر حال ما که خیری از زحمتها ی ایشان و این یادداشت ها ندیدیم
= فکر می کنید ثبت این قبیل آثار چه تاثیری بر فرهنگ آینده ی ما خواهد داشت ؟
-همانطور که می دانید انسان امروز از دنیای سنتی - دنیایی که جمعی و همراه با شب نشینی ها و رفت و آمدها و شادی ها و آداب و رسوم های خاص بوده وارد دنیای مدرن و ماشینی شده - در نتیجه انسان امروز احساس تنهایی می کند و ترانه امروز هم بازتاب همین دنیاست که همش از درد تنهایی انسان امروز می نالد به عنوان مثال ابراهیم منصفی که در قله ی ترانه ی امروز حد اقل این منطقه ایستاده ، وقتی می گوید : « به دنبال تو هر یه خاک اگردم / پریشن خاطر و سینه چاک اگردم » یا « مه کفترم تو دشت لوت / تنها نمردم تو ای سکوت » تقریبا به همه ی ما ربط دارد و اما ترانه ی دیروز بالعکس است . بیانگر شادی ها / تفریحات / اتفاقها / اعتقادات / عشق ها / آداب و رسوم ماست که ترانه ی یوزپلنگ ص 65 و ترانه ی زنن نرفتن به پنجه ص 35 کتاب نصرک نمونه ی خوبی ست احتمالا . پس بی شک با چاپ چنین مجموعه هایی خواهیم توانست ارزشهای فرهنگی خودمان را حفظ کنیم و حتما نسلهای بعد بدشان نخواهد آمد که بفهمند پدرانشان چطور زندگی می کرده اند و با شناخت همین پیشینه و تاریخ غنی است که می توانیم آینده فرهنگی و هنری قوی تر و استوارتری داشته باشیم
= آقای ذوالفقاری چه شد که مشخصا نصرک را انتخاب کردید ؟
- ببینید من خودم بالشخصه با ترانه های نصرک و ابراهیم منصفی ارتباط بهتر و راحتتری دارم چون هم از لحاظ حسی قوی اند و هم هردو بیانگر شرایط و محیط زیستی / اجتماعی / اقتصادی / سیاسی و اعتقادی زمان خود بوده و هستند و از همه مهمتر شامه تیز شاعری آنهاست / همین ویژگی ها باعث شد که به سمت نصرک جذب شوم .
= آقای ذوالفقاری با مطالعه ی کتاب ای سیاه زنگی خواننده متوجه نوعی شتاب زدگی می شود . دلیل خاصی برای این شتاب دارید ؟
- واقعیت این است که کار این مجموعه در حاشیه تحقیق درباره ی نصرک انجام گرفت که به یک سری ترانه بر می خوردم که متعلق به نصرک نبودند ولی ارزشمند و ریشه ای بودند که آنها را نت برداری کردم و بعد حیف ام آمد رها شود و تصمیم گرفتم به صورت کتاب در بیاورم که ای کاش با کارشناسی بیشتری صورت می گرفت . البته همه ی اشکالات این کتاب مال کم تجربه بودن من نبود بخشی از آن بر می گردد به صادق نبودن آن عزیزانی که در آن مجموعه حضور دارند . گاهی وقتها یک ترانه چند سراینده پیدا می کرد و هر کس به نوعی با تکذیب کردن حرف دیگری خودش را جا می زد . خلاصه با آن همه زجر و تلاش باز هم اشتباهاتی پیش آمد به عنوان مثال ترانه ی جوتی سفید در ابتدا خانم فاطمه رضایی از آن خود می دانست در صورتی که بعدها معلوم گردید مال صالح آتون است و از این حرفها ...
= آقای ذوالقاری شما به عنوان یک شاعر جوان شعر امروز ایران را چگونه ارزیابی می کنید و بحران مخاطب را معلول چه می دانید ؟
- شعر امروز هم ادامه ی شعر دیروز است فقط شرایط و امکانات عوض شده / هر مخاطبی که جدی است مشکلی ندارد ولی ما از مخاطب عام که حافظ را فقط برای فال گرفتن می خواند چه توقعی می توانیم داشته باشیم و علت عمده ی این اشکال از دید من ضعف و اشکال از سیستم آموزشی ست و تربیت ناصحیح هنری . وقتی در تمام دوران تحصیل شعر را به صورت کلیشه ای تدریس می کنند و به دانش آموز یا دانشجو اجازه نمی دهند خودش به معنایی برسد و همین باعث می شود که ما ذهنی تنبل داشته و هیچ وقت به دنبال کشف و برداشت تازه نرویم و همین امر در ندانستن و عدم ارتباط صحیح با هنر امروز دخیل است .
=نظرتان در مورد شعر امروز استان چیست ؟
- شعر استان شعری پویا و پاک و بدون های و هوی و شلوغ بازیهای پایتخت است / که الان یکی از قطب های شعر امروز محسوب می
شود قبل از ما شاعرانی مانند ابراهیم منصفی و حسن کرمی در زمان خودشان مطرح بوده اند و بعد مسعود فرح و نسل بعد موسا بندری / سعید آرمات و محمد حسن مرتجا و بعد از آنها علی آموخته نژاد و خود بنده هستم و در ادامه خانمها بدریه حسن پوری و ساجده کشمیری کم کم به استقلال می رسند و در آینده هم می توان به امین امیری / جواد قاسمی و ... امیدوار بود . پس در نتیجه شعر ما با پیشینه ای قوی شعری ریشه ای و پایدار و با آینده ای روشن است .
= کار بعدی شما در چه زمینه ای خواهد بود ؟
- فقط و فقط به فکر چاپ دفتر دوم شعر خودم هستم که فکر می کنم دارد دیر می شود و عنوانش هم این است : « مرا گنجشک توی چشم
بگیر » / خب مجموعه ی « با این تفاصیل - نه اسب - نه دختر » اولین مجموعه ی شعری من است ولی به آن اعتقاد دارم یک مجموعه با روح و لطیف است ولی معتقدم که این مجموعه ی دوم پخته تر و حاصل آشنایی بیشتر با شعر و زبان و ادبیات امروز است که فکر می کنم آنهایی که شعر مرا دنبال می کنند خواهند دید.
= ضمن تشکر از شما به عنوان حسن ختام مختصری از زندگی نامه ی نصرک / ویژگی های کارش و در مورد چاپ کتاب محله ی
خاموشان که در واقع بهانه ی اصلی شکل گیری این گفت و گو بود تو ضیحاتی برای مخاطبان سایت بفرمایید .
- نصرک مخفف یا اسم مصغر شده ی نصرالله است . او آدمی بلند بالا / لاغر اندام / سیه چرده و بسیار شوخ طبع بود . زادگاه روستایی داشته و معلوم نیست چه زمانی به بندرعباس نقل مکان کرده . او بیشترین عمر پر بار هنری خود را در محله ی گورفرنگ به سر برد که اکثر ترانه های اصیل بندری محصول ذهن خلاقه ی اوست . با وجود این که حد اقل سواد خواندن و نوشتن نداشت و از لحاظ بینایی معیوب یا به گویش بندری بالا بینک بود چون روح نا آرام در شهر می گشت و تمامی مسائل و رفتارهای فردی و اجتماعی جامعه اش را به صورت ترانه در می آورد سپس با سازی به نام زه زه یا زینگ زینگو که ساخته ی خودش بود آهنگی برایش تدارک می دید و می خواند بعد دهان به دهان می گشت سپس همگانی و توسط گروههای موسیقی در مراسم ها اجرا و خوانده می شد که هم اکنون هم کم وبیش ادامه دارد
از ویژگی های خاص ترانه های نصرک می توان ارتیک بودن / عریان گویی / هجو و طنز نام برد / گاه چون عاشق بی قراری عاشقانه می سرود که ترانه ی سیه چشمون مریم و گلدونه ی نار یا همان ماست امواردن زیباترین عاشقانه های اوست و گاهی هم بینش و نگاه او رنگ و بوی سیاسی می گیرد مثلا موضوع کشف حجاب و مسئله ی تلفن و تلگراف بلژیکی ها را پیش می کشد و خلاصه با شامه تیز هنری اش از هیچ رفتار و اتفاقی نمی گذرد و همین ویژگی هاست که برخی ترانه های نصرک را زندگی و تاریخ زنده ی هرمزگان می دانند
اگرچه از روزگار زیست نصرک زمان زیادی نمی گذرد با این وجود زندگی او در هاله ای از ابهامات به سر می برد و تاریخ تولدش مشخص نیست ولی مرگش در سال 1328 در اثر بیماری که در سفرش به دوبی گریبانگیرش می شود اتفاق می افتد و در قبرستان قدیم سید کامل به خاک سپرده می شود
گفتنی است این تحقیق به دلیل مکتوب نبودن منابع و نداشتن منبعی موثق به صورت میدانی صورت گرفت و چون نقل و قولها زیاد بود مرا دچار مشکل می کرد که واقعا نیاز به کمک و حمایت زیادی داشتم و همین جا جا دارد از بخش پژوهش ارشاد / جناب دکتر رئوفی / آقایان : موسا بندری / موسی رکنی / علیرضا محسنی / حمید عباسزاده و خانواده های حوا قنبری / حوا حلمی / اوشت سلیمان و همه ی عزیزانی که در این مهم مرا یاری کردند کمال تشکر را داشته باشم و همچنین از دست اندرکاران سایت هرمزگانی دات نت نهایت سپاس را دارم که با گفت و گوهای هنری سعی در ابقا و ارتقا ء فرهنگ و هنر بومی دارند . آرزوی توفیق این عزیزان را از درگاه خداوند خواستارم .
گفتگو از : روشینا
هرمزگانی دات نت