کاربر مهمان می نویسد "سرخاب: با بی توجهی مسئولین دلسرد شدم

عباس سرخاب بی شک موفق ترین فوتبالیست هرمزگانی بوده است.بازیکنی که در دهه 60 در تیم رویایی استقلال تهران پیراهن شماره 9 را می پوشیده است. تیمی که نفراتی چون عباس سرخاب،احمدرضا عابدزاده،امیر قلعه نویی، جواد زرینچه، عبدالصمد مرفاوی،صادق ورمزیار و برادران بیانی را در اختیار داشت. با پیراهن استقلال تهران عناوین قهرمانی مختلف را تجربه کرد و بر بام آسیا ایستاد اما حیف که دوران درخشش کوتاهی داشت و عدم حمایت او را دلسرد کرد.بعد از دوران کوتاه بازیگری از فوتبال خداحافظی کرد تا اندوخته های خود را در اختیار جوانان قرار دهد و با دریافت مدرک مربیگریB آسیا هدایت تیم فوتبال منطقه ویژه(فولاد) را برعهده گرفت. تیمی که در سطح استان بازی می کرد حالا در سطح کشور هم مدعی است.برای شناخت بیشتر سرخاب و آگاهی از وضعیت تیم فولاد با بازیکن سابق تیم ملی به گفت و گو نشستیم که شرح آن در زیر از نظر می گذرد: ادامه متن >>>

برای شروع از دوران بازیکنی و افتخارات ورزشی تان بگویید .
قهرمان باشگاههای میناب،دو دوره شرکت در لیگ قدس با تیم منتخب استان که به دلیل مشکلات آن زمان با اختلاف یک امتیاز از صعود به لیگ دسته یک بازماندیم، بعد از منتخب استان در سال 1366 به تیم ملی دعوت شدم و در اولین حضورم جزو 18 نفر بودم و به دلیل جنگ و مسائل دیگر نتوانستم به مسابقات لازم بروم.بعد از آن خدمت سربازیم را به مدت یک فصل ورزشی در نیرو زمینی تهران سپری کردم و با پیراهن نیروی زمینی در جام باشگاه های تهران 7 گل زدم و مقام پنجم را کسب کردیم.بعد از تمام شدن قرار دادم پیشنهاد خوبی از استقلال، پرسپولیس و پاس تهران داشتم و بعد از بررسی و مشورت با دوستان استقلال را انتخاب کردم.بعد از رفتن به استقلال اولین بازیم در استقلال، سال 1368 در مقابل ملوان بندرانزلی در لیگ کشوری بود که مساوی شد و دور برگشت اولین بازی در تهران در دقیقه 2 گل زدم و با شکست انزلی به فینال راه پیدا کردیم.در فینال پیروزی تهران را دو بر یک شکست دادیم.که گل اول استقلال را من در دقیقه 46 به ثمر رساندم و با این برد قهرمان کشور شدیم و این اولین قهرمانی من در سطح کشور با پیراهن استقلال بود.بعد از این برد آسیایی شدم،در سال1990 میلادی در مسابقات قهرمانی باشگاههای آسیا السد قطر را بردیم،بعد از آن به دلیل جنگ ادامه مسابقات به تعویق افتاد و با شروع دوباره مسابقات مقابل کره شمالی هم گل زدم و چون اولین گل دور دوم مسابقات بود روحیه تیم بالا رفت.فارمرز بانک بانکوک را بردیم با محمدان بنگلادش مساوی کردیم،پلتیا جایای اندونزی را دو بر صفر بردیم که یکی از گل ها را من زدم و به فینال رفتیم و با پاس گل خودم تیم لیائونینگ چین را با نتیجه 2 بر 1 شکست دادیم و بعد از 21 سال قهرمان آسیا شدیم.من هم به عنوان بهترین بازیکن آسیا در سال 1990 میلادی انتخاب شدم. بعد از این با استقلال قهرمان باشگاههای تهران ،نائب قهرمان جام حذفی و سال بعد دوباره قهرمان باشگاههای ایران شدیم و باز هم به جام باشگاههای آسیا راه پیدا کردیم.در قطر با گل خودم به فینال راه پیدا کردیم و در فینال در ضربات پنالتی مغلوب الهلال عربستان شدیم و مقام نائب قهرمانی آسیا را بدست آوردیم.9سال قهرمان باشگاههای میناب،4 سال قهرمان لیگ آرش استان،2 دوره قهرمان لیگ حذفی و استانی ، مقام سوم در لیگ 2 قدس،3 بار قهرمان باشگاه تهران با استقلال،4 بار قهرمان کشور با استقلال،2 بار نایب قهرمانی جام حذفی،1 بار قهرمان جام حذفی و 5 سال حضور در تیم ملی از دیگر افتخارات ورزشی من است. انتخاب بازیکنان ملی پوش سلیقه ای بود و گرنه می توانستم در تیم ملی خیلی بهتر باشم. شرایط روی آشنایی بود و اولین فردی که خط می خورد من بودم چون یک بچه شهرستانی و بدون حامی بودم.از سال 74 تا 84 هم در لیگهای کشورهای مختلف بودم و در سال 84 در یک بازی دوستانه مقابل منتخب سائوپائولوی برزیل از فوتبال خداحافظی کردم .
بعد از کسب این عناوین چه حمایت هایی از شما شد؟
اوج فعالیت من در سال 1368 تا 1371 بود و می توانستم حتی بهتر از اینها هم باشم اما متاسفانه در آن سالها هیچ کس سرخاب را حمایت نکرد.نه مسئولین آن زمان و نه مشاور خوبی که من را راهنمایی کند.نماینده استان هرمزگان در کشور غریبه بود و همین عدم حمایت باعث بی انگیزگی من شد.بعد از قهرمانی آسیا وقتی به شهر خودم برگشتم هیچ استقبالی از من نشد.وقتی به بندرعباس برگشتم در فرودگاه هیچ کس نبود همه در ایران و حتی آسیا این موضوع را می دانستند.وقتی از بنگلادش به دبی و از دبی به تهران آمدیم مهرآباد غلغله بود و ما را روی دست بلند می کردند ،دوست داشتم وقتی وارد بندر شدم نه اینکه روی دست بلندم کنند ولی مسئولین ورزش با یک شاخه گل به استقبالم بیایند.اما هیچ کس نیامد و حتی نفهمیدند من کی آمدم هنوز هم نمی فهمم به این کارچه می گویند.به جای اینکه انگیزه ام دو چندان شود بی انگیزه شدم،چون انتظار داشتم مسئولی دستم را بگیرد و به من خسته نباشید بگوید.در آن زمان که می خواستم از میناب برای تمرینات تیم منتخب آستان به بندرعباس بیایم.اگر تمرینات ساعت 4 بود من ساعت 2 با مینی بوس می آمدم و تمرینات ساعت 6.5 تا 7 تمام می شد بعد از یک دوش گرفتن یک ساندویچ می خوردیم که هزینه کرایه ها و ساندویچ هم با خودمان بود بعد از آن پلیس راه قدیم می رفتم. ساعت 8 به بعد بندرعباس تقریبا تعطیل بود و میناب در خاموشی کامل بود.از ساعت 8 تا 12 منتظر می ماندیم تا یک وسیله پیدا شود و ما را به میناب برساند نوع ماشین مهم نبود وانت،مینی بوس یا هر چیز دیگر.از بندر تا میناب یک طرف و از فلکه مرکزی شهر تا خانه هم یک طرف که باید پیاده می رفتیم و ساعت1.5 تا 2 به خانه می رسیدیم.سال 63 و 64 زمان جنگ بود و مشکلات ناامنی در جاده ها زیاد بود.اما در مقابل همه مشکلات ایستادم و هیچ گاه اعتماد به نفس خود را از دست ندادم.اما بعد از تحمل این همه مشکلات و افتخارآفرینی برای کشور و استان هیچ استقبالی نشد و با وجود این قدر تلاش، مسئولین نمی دانستند کی آمدم؟بعد از این مسائل انگیزه ام از بین رفت و از سال 73 افت ورزشی ام شروع شد.می توانستم افتخارات دیگری کسب کنم و حتی کاپیتان تیم ملی هم شوم. مشکلات تنها مخصوص استان نبود و شرایط استقلال هم بد بود و هیچ پولی به بازیکنان نمی دادند.وقتی از استقلال بیرون آمدم و می خواستم در سال 74 به تایلند بروم.پول نداشتم و 600 هزار تومان از یکی از دوستانم قرض کردم تا پول بلیت،ویزا و اقامت خود را تامین کنم .
وضعیت تان در تایلند چطور بود؟
شرایط آنجا هم سخت بود و از لحاظ ورزشی و بدنی افت زیادی کرده بودم اما خوشبختانه اسم داشتم.با وجود مشکلات ماندم.مربی آلمانی تیم من را نمی خواست اما رییس فدراسیون با حمایت از من گفت:سرخاب بهترین بازیکن آسیا شده است چطور شما او را نمی خواهید؟ و گفت بیبینید مشکل او کجاست.با حمایت او که رئیس باشگاه هم بود شرایط روحی و روانی من برگشت و یکی از بهترین بازیکنان خارجی در تایلند بودم .
در آن سالها جو قرمز و آبی بود و بازیکنان زیادی از استقلال به پرسپولیس رفته اند شما چرا در استقلال ماندید؟
وقتی به یک جا تعهد می دهم همه چیز برایم مهم بود،مسائل کشوری،استانی، شخصیتی و نگه داشتن خودم در تهران،جز مسائل مالی.اگر یک دوست یا مشاور خوب داشتم می توانستم خیلی بهتر از این ها عمل کنم.دوست زیاد داشتم ولی مرد روزهای سخت نبودند. نسبت به استقلال و مردمی که من را تشویق می کردندهم تعصب داشتم.اواخر سال 68 فینال باشگاههای کشور بین استقلال و پرسپولیس جلو 120 هزار نفر تماشاگر بازی کنی و گل بزنی چه اتفاقی می افتد. نصف استادیوم منفجر شد و صحنه ای اتفاق افتاد که نمی توان با میلیون ها تومان پول عوض کرد. آن زمان پول مطرح نبود یا حداقل من در فکرش نبودم.7 تا 8 سال در استقلال و 10 سال با تمام وجود برای استان خودم بازی کردم.اما چه شد؟آیا مسئولان می دانند عباس سرخاب بعد از این همه سال هنوز مستاجر است .
قبل از اولین بازی برای تیم استقلال چه احساسی داشتید؟
اگر بگویم هیجان زده شدم دروغ گفتم.اگر بگویم عادی بودم باز هم دروغ گفتم.حتی مربیان من که مظلومی و پورحیدری بودند هم فکر نمی کردند بتوانم به راحتی با جو کنار بیایم چه برسد به اینکه بتوانم جلو 120 هزار نفر تماشاگر بازی کنم و پس از ورود به زمین گل بزنم. بار اول که وارد ورزشگاه آزادی شدم بیشتر از 10 دقیقه محو تماشای ورزشگاه آزادی بودم.مربی در مورد تمرینات توضیح می داد اما من همه ی حواسم به ورزشگاه بود.در هرمزگان استادیوم تختی و استادیوم میناب خاکی بود و حدود 50 نفر تماشاگر بازی ها را نگاه می کردند و تنها در بازیهای خیلی مهم حدود 500 نفر به ورزشگاه می آمدند. روز اول این شرایط را داشتم اما در روزهای بعد جو ورزشگاه برایم عادی شده بود .
چگونه عضو تیم استقلال شدید؟آیا در آن زمان باشگاه تست خاصی داشت؟
من در هیچ تیمی تست ندادم،از میناب گرفته تا بالاتر.روز اول نوجوان بودم و در تمرینات میناب شرکت می کردم. در جوانی با منتخب استان قهرمان کشور شدم و از تیم منتخب استان به تیم ملی دعوت شدم.رفتن به تیم ملی کار ساده ای نبود.وقتی که قراردادم با نیرو زمینی تمام شد از سه تیم بزرگ کشور یعنی،استقلال،پاس و پیروزی پیشنهاد داشتم. شب،مذاکرات با پاس انجام شد و به توافقات اولیه رسیدیم اما صبح از باشگاه استقلال دنبالم آمدند و قرارداد رسمی را امضا کردیم.اهل این نبودم که تست بدهم یا با واسطه و آشنا خودم را به کسی تحمیل کنم. با خودم می گفتم اگر از شرایط راضی نبودم به استان خودم بر می گردم. روزهای اول به محض اینکه احساس غربت می کردم به میناب یا بندرعباس باز می گشتم اما مسئولان تیم با تلفن های مکرر مرا راضی به بازگشت می کردند. تا اینکه آرام آرام به شرایط زندگی در تهران عادت کردم .

مربیان شما چه کسانی بودند؟
اولین مربیم مرحوم دادالله شجاعی بود که واقعا برای من زحمت کشید. در میناب محمد قاسم زاده،در سطح استان سعیدیان و غلامعباس خشنودی. اینها کسانی بودند که در حد خودشان زحمات زیادی برای من کشیدند و کسانی بودند که با جان و دل از سرخاب حمایت کردند.در استقلال هم منصور پورحیدری، پرویزمظلومی، بیژن ذوالفقار نسب،بونجا،سکو مروخوف،در تیم ملی هم علی پروین و ناصر ابراهیمی .در راس همه مربیان مرحوم دهداری بود. ما در اصل شاگرد دهداری هستیم مربیان زیادی داشته ام و برایم زحمت کشیده اند اما دهداری فرد دیگری بود و خیلی چیزها از او یاد گرفته ام.معرفت،گذشت،بزرگواری را به من یاد داده است و خاطرات خوبی را با او دارم. دهداری واقعا بی نظیر بود .
کدام لقب هواداران را بیشتر دوست دارید؟
سرخاب سی ثانیه،خدا را شکر لقب متعلق به خودم بود و از فان باستن و بکهام و افراد دیگر در اسمم خبری نبود .
بهترین گلی که زده اید؟
بهترین گل را نمی توانم انتخاب کنم.گل های زیبا ،تاریخی و سرنوشت ساز داشته ام و همه ی گلها برایم پرافتخار، زیبا و عزیز است.اولین گلم به پرسپولیس تاریخی است. گل به بنگلادش زیباترین گلم است و گل سرنوشت سازم گلی بود که در دقیقه 91 به الریان قطر زدم و به فینال راه پیدا کردیم یا گلی که به ملوان زدم و به فینال راه پیدا کردیم .
تا به حال اتفاق افتاده از فوتبال زده شوید؟
سال 74 که با استقلال قهرمان جام حذفی شدیم به پورحیدری گفتم خسته شده ام و دیگر نمی توانم ادامه دهم. پورحیدری،مظلومی، زرینچه و مسئولین باشگاه با من صحبت کردند اما گفتم:در توان من نیست و دیگر آن روحیه شادابی را ندارم. پول،خانه و زندگی نداشتم و تنها امکاناتی که باشگاه در اختیارم گذاشته بود همان خوابگاه بود. در طی 6 سال هیچ کاری برای من انجام ندادند،باید کم کم به زندگی هم فکر می کردم. از سال 74 بود که فوتبال حرفه ای را کنار گذاشتم و بعد از آن برای ادامه زندگی،10 سال در لیگ های کشورهای مختلف بازی کردم .
تا به حال گلری کرده اید؟
در تمرینات برای کری خواندن با بچه ها گاهی اوقات گلری می کردیم اما در مسابقه رسمی نه. اما در شروع فوتبالم در نوجوانی دروازه بان بودم. ولی چون زیاد زمین می خوردم و دست و پایم زخمی می شد دروازه بانی را رها کردم .
عیبی که همیشه داشته اید و بابت آن ضربه خورده اید؟
بزرگترین عیب من این است که حرف خود را رک و راست می زنم و زود هم عصبانی می شوم .
با کدام یک از بازیکنان قدیمی استقلال ارتباط دارید؟
با همه شان. با همه دوستان قدیمی ارتباط خیلی خوبی دارم و گهگاهی با هم تلفنی صحبت می کنیم یا به هم اس ام اس می فرستیم .

فوتبال برایتان چه چیزی باقی گذاشت؟
حسن ورزش این است که با همه چیز ارتباط خوبی پیدا می کنی.در فوتبال سطح بالا هم یک نام خوب و ماندگار در جامعه پیدا می کنی که افتخاری برای خودت،خانواده ات و استانت است. هر زمانی که روزنامه ای در مورد بازیهای جام باشگاه های آسیا بحث می کند اسم ما هست،اولین قهرمانی بعد از انقلاب در آسیا را ما کسب کردیم.جزئیات آن مسابقات ثبت شده است. بهترین بازیکنان و گلزنان شناخته شده اند و این خودش افتخاری بزرگ است. و بزرگترین ثروتی برای هر فرد است که نیاز به تلاش و گذشت دارد. از رده های پایه در میناب شروع کردم تا به قهرمانی در آسیا رسیدم .
یک بازیکن حرفه ای باید دارای چه ویژگی هایی داشته باشد؟
باید شعور و توان ذهنی بالایی داشته باشد و بازیگردان خوبی باشد،نه به صرف دادن چند بغل پا بازیکن شود. که این موضوع هم ذاتی است .
امسال تیم های زیادی که در سطح اول فوتبال کشور بازی می کنند اردوهای خود را در بندرعباس یا جزیره کیش برگزار کردند حضور این تیم ها می تواند چه کمکی به پیشرفت فوتبال ما کند؟
حضور این تیم ها عاملی برای موفقیت استان ما است. باید بستری درست کنیم تا نه تنها تیمهای ایرانی بلکه تیم های آسیایی و اروپایی را به هرمزگان بیاوریم.در فصلی که همه جا برف و باران است هرمزگان آب و هوای مساعدی دارد.امروزه تیم های بزرگ دنیا در کشور امارات اردو می زنند،اگر ما بتوانیم امکانات خوب را آماده کنیم تیم ها به استان ما می آیند و به فوتبال ما کمک زیادی می کنند.در گذشته ما به تیمهای درجه چند ایرانی پول می دادیم تا اینجا بیایند و یک بازی دوستانه با آنها انجام بدهیم. اما امروز تیم ها با هزینه خودشان اینجا می آیند و دنبال یک تیم برای بازی دوستانه می گردند.بهترین زمان و موقعیت و بدترین امکانات ورزشی را داریم ،امکانات ما ضعیف است و تا به حال هم فکری برای آن نکرده ایم.مشکل دیگر این است که همه زمین های ما خصوصی شده است. زمین هایی مثل کارگران،توانیر و نخلاب یا گاز. بلا استفاده مانده اند اما حاضر نیستند زمین ها را در اختیار تیم های استان قرار دهند. مسئول این این کار کیست؟ اگر از این زمین ها استفاده نشود تا صد سال آینده هم بلا استفاده می ماند و ورزش استان ما همین گونه باقی می ماند ما در هفته 2 جلسه در ساحل تمرین می کنیم.استادیوم ورزشی با تمام تجهیزات درست شده است اما اگر تیمی تمرین کند زمین خراب می شود.ورزشگاه کارگران 6 ماه بود درست شده بود اما زمین را به کسی نمی دادند و می گفتند تا 6 ماه آینده که می خواهیم به طور رسمی با حضور وزیر افتتاح کنیم خراب می شود.ورزشگاه مجهز فقط مخصوص این است که چند کارمند همان شرکت در هفته ی 1 یا 2 روز آنجا تمرین کنند.به خاطر همین تفکرات غلط نمی توانیم تیم های طراز اول را جذب کنیم .
برای موفقیت بیشتر استان در سطح کشور چه راه کارهایی را پیشنهاد می کنید؟
مدیریت صحیح و برنامه ریزی درازمدت.مدیران،باید مدیران قوی و ورزشی باشند و اهل مدارا کردن نباشند.ما اینجا رییس نداریم و همه در امر ورزش خدمتگزاریم.نمی خواهیم کسی اینجا رییس باشد کارهای خود را با اکراه انجام دهد.هرمزگان استان بزرگی است و شخصیت بالایی دارد .
مهمترین موضوعی که مانع پیشرفت ورزش هرمزگان است چیست؟
عدم اتحاد و ضعف مدیریت ها یک طرف و دیگر اینکه ما فشار نمی آوریم و نمی خواهیم. یک نفر نمی تواند مشکلات را رفع کند باید متحد بشویم.مردم، پیشکسوتان و مسئولین باید خواسته های خود را بیان کنند. هیچ برنامه ای برای نوجوانان،جوانان و پیشکسوتان نداریم و اصل کار را رها کرده و به فرعیات تکیه کرده ایم .
از حضورتان در منطقه ویژه(فولاد) بگویید از کی به این تیم آمدید؟
ماه رمضان سال گذشته به فولاد آمدم و توانستیم یک انقلاب ورزشی را در منطقه ویژه ایجاد کنیم و به سمت پیشرفت حرکت کنیم.تیم ما در حد استانی بود اما در یک برنامه کوتاه مدت در حد کشوری برنامه ریزی کردیم و توانستیم از لیگ دسته سه به لیگ دسته دوم صعود کنیم. در لیگ دسته دوم هم یکی از مدعیان صعود هستیم.اگر مدیران ما و مسئولان ورزش استان از تیم به خوبی حمایت کنند توانایی صعود به لیگ دسته یک را هم داریم .

در فصل گذشته با تمام مشکلاتی که داشتید از گروه خود صعود کردید.با حضور در لیگ دسته دوم مشکلات شما کمتر شد؟
اگر مشکلات نباشد پیشرفت نمی کنیم.اما مشکل داریم تا مشکل. مشکلات ما خیلی زیاد است چون نظم و برنامه صحیحی نداریم.فولاد در سالهای گذشته یک تیم ورزشی،تفریحی بوده است اما امروز یک تیم فرهنگی ورزشی شده است و شخصیت پیدا کرده است.چرا مشکلات فقط مال ما است و نمی توانیم مثل بقیه تیم ها با خیال راحت کار خود را دنبال کنیم .
مسئولین منطقه ویژه بازیهای شما را نگاه می کنند؟
به ندرت،مسئولین زحمت می کشند اما انتظار داریم تلاش بیشتری کنند.چون مشغله شغلی آنها زیاد است کمتر وقت می کنند بازیها را تماشا کنند .
وقتی که کنار تیم هستید با گلهای زیاد حریف را شکست می دهید اما هنگامی که از روی نیمکت اخراج می شوید تیم هم نتایج خوبی کسب نمی کند.فکر نمی کنید این موضوع شما را از کورس قهرمانی دور می کند؟
اخراج من از قبل تعیین شده بود و اخراج در زمین ورزشی نبوده است. در آینده این افراد را به مردم معرفی می کنم تا مردم بفهمند این افراد چه خیانتی در حق ورزش استان کرده اند. اگر کسی با شخص سرخاب مشکل دارد به خودم بگوید نه اینکه به تیم ضربه بزند.در این 2 بازی آخر هم به همین دلیل نتایج دلخواه را کسب نکردیم.اما فعلا تمام تمرکزم روی موفقیت فولاد است .
قبل از شروع فصل قرار بود به تیم پاس همدان بروید اما چرا بعد از حضور چند هفته ای در این تیم منصرف شدید؟
ما یک حرکت رو به جلو را در فولاد انجام دادیم و و تا حدودی موفق هم شدیم و از لیگ دسته سه به لیگ دسته دوم صعود کردیم. خیلی سخت است جایی که زحمت کشیده بودی را رها کنی. من 2 ماه در همدان بودم و تیم همدان را تقریبا با تفکرات خودم بستم و بازیکنان خوبی انتخاب شکردیم شاید 1 یا 2 بازیکن به تیم تحمیل شدند. شاید جسمم آنجا بود ولی روحم همین جا بود. اما به خاطر یکسری اتفاقات برگشتم. من یک اخلاقی که دارم دوست ندارم کسی در کار ورزشی ام دخالت کنم. و دوست ندارم در جایی کار کنم که هیچ قدرتی نداشته باشم.اگر در خانه بنشینم بهتر از این است که نتوانم کاری بکنم. بنا به فرموده امام حسین: "یک روز با عزت بهتر از یک عمر با ذلت است ".
موضوع برنامه سه ساله به مدیران منطقه ویژه چه بود؟ظاهرا قرار بود بعد از 3 سال تیم را به لیگ برتر ببرید؟
هیچ قولی در مورد لیگ برتر ندادم اما اهداف من لیگ برتری بود. وقتی از همدان برگشتم به نیت سه سال دوباره به فولاد آمدم.مدیران باشگاه هم موافقت خود را با این سه سال اعلام کرده اند اما قرار شد برنامه خود را سال به سال جلو ببریم. هدف امسال ما بقا در لیگ دسته دوم بود و برنامه سال آینده ما صعود به لیگ دسته اول و در آینده لیگ برتراست که این امر با برنامه ریزی اصولی،درست،از قبل تعیین شده مسائل اقتصادی و مالی و امکانات رفاهی ورزشی امکان پذیر است. هدف امسال ما ماندن در لیگ دسته دوم است که خداراشکر قبل از 11 بازی مانده به پایان لیگ حضورمان در دسته دوم قطعی است و دغدغه سقوط به دسته پایین تر را نداریم. حالا ما امسال حتی مدعی صعود به لیگ دسته اول هم هستیم و می توانیم یک سال جلوتر از برنامه پیش برویم اما این کار بدون حمایت جامعه ورزش استان که در راس آن تربیت بدنی و بعد از آن هیئت فوتبال، مدیران منطقه ویژه،پیشکسوتان و مردم هستند امکان پذیر نیست. استان ما این پتانسیل و توان را دارد. برنامه اصلی ما پنج ساله است تا بعد از پنج سال یک تیم بومی داشته باشیم.امروز فوتبال حرفه ای شده است و بومی یا غیر بومی مطرح نیست اما ما تلاش می کنیم اکثر بازیکنانمان بومی باشند و و بعد از پنج سال تیمی داشته باشیم که قهرمان ایران باشد و در آسیا هم حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد و استان خود را به آسیا معرفی کنیم. متاسفانه تفکرات غلط گذشته ما باقی مانده است. صنایع و معادن استانهایی چون کرمان یا اصفهان نمایندگان زیادی در لیگ های مختلف کشوری دارند(مس کرمان،مس نوین،مس سرچشمه، گل گهر سیرجان،مس رفسنجان) اما در استان هرمزگان با وجود پتانسیل بالا از ورزش حمایت نمی شود .
مربیانی که امروزه حتی کاندیدای سرمربیگری تیم ملی هستند در دوران بازیکنی جایگاه پایین تری نسبت به خیلی از بازیکنان قدیمی داشتند.اما ستارگان قدیمی از سطح اول فوتبال دور افتاده اند دلیل این موضوع چیست؟
بستگی به شخصیت ورزشی فرد و پشتکار دارد.خیلی ها بهترین بازیکن دنیا بوده اند اما مربی خوبی نبوده اند مثل مارادونا که برخلاف سابقه خوب بازیگری در مربیگری موفق نبود. مربیگری هم ذاتی است و هم بستگی به شخصیت ورزشی دارد.خیلی ها جا مانده اند چون نمی خواهند تلاش کنند یا از رده های پایین شروع کنند و می خواهند در همان اول راه در لیگ برتر مربی گری کنند.فکر می کنند لیگ دسته سه یا دو در شان و مقام آنها نیست،خدمت کردن جا و مکان نمی شناسد.من خودم از لیگ دسته سه شروع کردم و در لیگ دسته دو مربی گری می کنم.هم خودم پیشرفت می کنم،هم تیمم و هم استانم.همین اینکه تجربه کسب می کنم و چیزهای زیادی یاد می گیرم. اگر در خانه بنشینم و منتظر لیگ برتر باشم مطمئن باشید هیچ گاه به هدفم نمی رسم.این افراد از فوتبال روز دور مانده اند و توان مدیریتی آنها در یک تیم ضعیف است. اما از لحاظ شخصیت ورزشی افراد قابل احترامی هستند .
چه حرفی با مردم و تماشاگران هرمزگانی دارید؟
مردم خوب و خونگرم و تماشاچیان متعصبی داریم.ما باید الگوی دیگران باشیم و یاد بگیریم و به لیگ برتر فکر کنیم.شهرداری یا فولاد فرقی نمی کند هدف پیشرفت استان است. علاوه بر ورزش باید تماشاگران هم پیشرفت کنند درست است که انسان گاهی عصبانی می شود اما ما تشویق های بومی و محلی خودمان را دوست داریم. تشویق هایی که مخصوص خودمان باشد ما خودمان صاحب سبک هستیم و تماشاگران نیازی به الگوبرداری از دیگران ندارند و با رعایت اخلاق و شئونات می توانند تیم را به بهترین شکل تشویق کنند .
نظرتان در مورد این اشخاص چیست؟
علی پروین :اسطوره ایران و افتخار ما ورزشکاران
امیرقلعه نویی : آدم توانمندی است و شخصا دوستش دارم .
افشین قطبی : شناختی از او ندارم ولی نتایج خیلی خوبی با پرسپولیس گرفته است .
علی دایی : دوست خوب من و آقای گل جهان .
نظر شما در مورد انتخاب دایی به عنوان سرمربی تیم ملی چیست؟تا چند ساعت قبل از آن قطبی اصلی ترین گزینه بود؟
بین دایی و قطبی،علی دایی بهتر بود و بهترین گزینه هم اوست.اما هنوز تجربه کافی ندارد و باید برای رسیدن به اهدافش او را یاری کنند .
شما با سرمربی ایرانی موافقید یا خارجی؟
چرا مربی ایرانی نباشد. ما مربیان خوب و توانمندی در ایران داریم.مگر امیر قلعه نویی بد کار کرد؟مگر مجید جلالی یا فیروز کریمی این توان را ندارند.مربیان خارجی زیادی به ایران آمدند اما چه کمکی به پیشرفت فوتبال ما کردند؟ برانکو چهار سال بهترین مهره ها را داشت ولی به زور به جام جهانی صعود کردیم. اما اگر مربی بزرگ خارجی با برنامه ریزی دراز مدت بیاورند شاید پیشرفت چشمگیری کنیم و فوتبال ما جهانی شود .
چه نظری در مورد تیم شهرداری دارید؟
برای موفقیت تیم شهرداری دعا می کنم .
عیدی شما به هواداران چیست؟
برد مقابل دانشگاه آزاد لنگرود در روز 27 اسفند که آخرین بازی ما در سال 86 است. امیدوارم با این پیروزی عیدی خوبی به هواداران بدهیم. (تیم فولاد در این مسابقه با نتیجه ۳ بر ۱ حریف خود را شکست داد و سرخاب عیدی وعده داده شده را به هواداران هدیه داد.)
اگر در پایان صحبت خاصی دارید بفرمایید؟
از همه دوستانی که ما را حمایت می کنند تشکر می کنم و پیشاپیش سال جدید را به همه ی مردم،پیشکسوتان و مسئولین تبریک می گویم و امیدوارم که سال همراه با موفقیت،صمیمیت و یکدلی داشته باشیم. و تبریک مخصوص به خانواده خودم.مادرم،همسرم و فرزندانم سروش و سهیل .
جا دارد اینجا از مسئولین هیئت فوتبال استان تشکر کنم.قاسم رنجبریان،سرهنگ بارانی و سرهنگ دشتی که افراد متعصبی هستند و با جان دل برای فوتبال زحمت می کشند و بعضی از پیشکسوتان که با جان و دل برای فولاد زحمت می کشند.از مسئولان بوستانو آقایان حسن پوری و حاج جواد هم تشکر کنم که برای موفقیت تیم به ما کمک می کنند .
امیرحسین حیدری
"