Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
منو اصلی
 صفحه اصلی

 کاربران
 انجمنهای گفتگو
 لیست اعضا
 پیغام های خصوصی شما
 پیامهای کوتاه
 اخبار
 ارسال مطلب به سایت
 آرشیو مطالب
 آرشیو ردیفی اخبار
 پیوند
 لینکستان
 ضمیمه ها
 بهترینهای سایت
 نظرسنجی ها
 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 آمار سایت
 جستجو
 صفحه شخصی شما


وضعیت کاربران
در حال حاضر 104 مهمان و 1 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .


جستجو




پیامهای کوتاه

فقط کاربران عضو میتوانند پیام بفرستند خواهشمندیم وارد شوید یا عضو شوید.


مصاحبه

مصاحبه های انحصاری هرمزگانی دات نت با هنرمندان و شخصیتهای فرهنگی و ورزشی هرمزگانی




تابلو ورزشی
( لیگ دسته یک فوتبال کشور )

هفته هفدهم
 
مس رفسنجـان 0    شهـرداری 0

آلومینیـوم 2   پاس همـدان 0

هفته هجدهم

شهـرداری - سایـپا شمـال

کـاوه تهـران - آلومینیـوم

پنج شنبه 20 بهمن 90



فرشاد کرامتی
موسیقی

مصاحبه با هنرمند جوان هرمزگانی فرشاد کرامتی 

تهیه ، تنظیم و عکس احمد بازماندگان قشمی


یه روز وقتی که توی کوچه های قشم عکاسی می کردم سر کوچه یکی از محله های قدیمی صدای گرم موسیقی هرمزگانی مرا جذب منزل نوازنده و خواننده جوان و با تجربه ای کرد که کار اول خودش را برای بازار آماده می کرد.

.

ادامه متن >>>



موسیقی حس تصویری زیبا در ذهنم می ساخت که ناخودآگاه درب منزل را زدم.

- آقای فرشاد کرامتی به به سلام   - چطوری آقای بازماندگان از این طرف .....

بازماندگان : اولا صدای موسیقی شما نگذاشت ما کارمون رو انجام بدیم

کرامتی : ببخشید صدای موسیقی شما رو آزرده کرده ؟

بازماندگان : نه بابا اینقدر جالب بود که ناخودآگاه درب خانه شما را زدم

کرامتی : بفرمائید داخل منزل توی هوای گرم و عکاسی یک لیوان آب سردی – شربتی

بازماندگان : بخاطر گوش دادن به موسیقی شما حتما باید بیام داخل .    موسیقی را گوش دادم جای شما خالی عجب صدای قشنگی داشت ...

آقای کرامتی از خودت بگو چطور شروع کردی.

کرامتی : خیلی کوچک بودم یادم نمیاد چند سال اینقدر از صدای عود خوشم می آمد که نوای عود را با دهان می نواختم . یادم رفت بگم متولد 1357 هستم وقتی که موسیقی را با دهان می نواختم حس کردم ضرب یک همراه موسیقی تخیلی من باشد. کشو میز خانه را کشیدم پشت و رو کردم و هنگام که با دهان می نواختم ضرب را شروع کردم.

دیگه توی فامیل معروف شده بودم . توی میهمانیهای فامیلی می زدیم و می خواندیم. فامیل ، دوستان و آشنایان مرا تشویق می کردند و همین تشویق باعث پیشرفت و خرید تجهیزات موسیقی شد.

از نواختن استاد محمد منصور وزیری خیلی خوشم می آمد افتخار می کردیم که محمد منصور هم محله ایی ماست.

برای اینکه بتوانم بیشتر ادای نواختن را در بیاورم و حس بیشتری بگیرم ساز حلبی ساختم و تارهای آن را نخ ماهیگیری بستم هرچند صدای مناسب نبود ولی عاشق ساز بودم.

اینقدر بد و زشت می نواختم که خانواده از دست من عاصی می شد و گاهی ساز مرا پشت بام می انداختن.

پدرم در دوران کودکی من درگذشته بود. توانایی مالی خوبی نداشتم که بتوانم ارگ بخرم حتی یک ارگ بچه گانه.

دوستانم که ارگ داشتن وضع بهتری نسبت به من داشتن گاهی ارگ خودشان را به من قرض می دادند. تمرین می کردم و تمرین توی جمع دوستان و گاهی توی جشن مدرسه می زدیم و می خواندیم همه این دوران فقط یک تجربه بود و تلاش .

وقتی با یک گروه خیلی خوب آشنا شدم. از حس گرفتن و نواختن چیزی می دانستم . گروه موسیقی فریدون پروین که پاپ اجرا می کردند. آنجا با مرحوم ناصر عبدالهی آشنا شدم . هنوز ناصر آماتور بود فقط توی عروسی ها و جشنها می خواند.

آن وقت ها هم ناصر صدای گیرا و قوی داشت که هنوز کشف نشده بود. انگشتانش روی کلیدهای ارگ می رقصید. و من از حضور در جلسه های دوستانه ناصر وقعا لذت می بردم وقتی که توی برنامه ها با ناصر می رفتیم از تشویق مردم و دست زدن برای ناصر سوت زدن جوانان لذت می بردم. دوست داشتم برای من هم دست بزنن و تشویق بشوم.

باز با اراده قویتر کار کردم. در کنار ناصر بودن تجربه خوبی بود موسیقی را با گروه های زیادی در جزیره اجرا کردم.

بخصوص نواختن طبل یا ساز محلی کسر وقتی توی یکی از جشنهای عروسی بندرعباس نواختم استاد حسین وفادار تعجب کرده بود لاغر و ضعیف بودم خیلی راضی بود و من را تشویق کرد باور کردم که دیگر نمره خوب یا بیست گرفتم با گامهای بالا خواندن حسین وفادار نواختن کسر تجربه و دستان قوی می خواهد. که سالها من آن را تجربه کرده بودم.

کار می کردم تا بتوانم یک ساز بخرم استاد اشعری را ندیده بودم ولی تعریفش را شنیده بودم. استاد محمدرفیع اشعری قشمی سازنده و نوازنده عود در جزیره قشم.

در خانه اش رفتم و درخواست عود کردم ارزان ، دسته دوم ...

او به زبان محلی به من گفت عود چوکلکی نداریم...

راضی بودم به عود ساخته های او دست بزنم. این اجازه را داد . وقتی عود را در دست گرفتم او نگاه می کرد. از گرفتن و قرار دادن انگشتانم فهمید که با احساس عود را بغل کردم راهنماییم کرد تا بتوانم عود بخرم و بنوازم.

وقتی که عود خریدم شدم شاگرد استاد اشعری. استاد از سماجت من خوشش می آمد. نواختن را یادگرفتم ولی نه مثل استادم آقای اشعری.

وقتی عود می نواختم دوستانم لذت می بردند و با حرکات موزون خودشان برای نواختن به من نیرو می دادند....

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 5 آذر، 1386 توسط Omid

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد موسیقی
· سایر مطالب نوشته شده توسط Omid


پربازدیدترین مطلب در زمینه موسیقی:
مصاحبه انحصاري با محمد روهنده



امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 3


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد



انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب



موضوعات مرتبط

موسیقی

"فرشاد کرامتی" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 1 نظر | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

Re: فرشاد کرامتی (امتیاز : 1)
توسط Moosa_Sat (Sandbad_Javan@yahoo.com) در مورخه : شنبه، 10 آذر، 1386
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
خوشحالیم که یکی دگه از جوانان مستعد موسیقی هرمزگانی پا بعرصه هنر و موسیقی اینُشت.برای ایی کاکام آرزوی موفقیت امهه


(این سایت وابسته به هیچ گروه یا سازمانی نمی باشد)
(کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است)
(بازنشر مطالب،عکسها و ترانه های سایت با ذکر منبع مجاز است)
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.04 ثانیه